تبليغاتX
اطلاعات عمومی

mohammadtal2

محمدتال

mohammadtal2

http://mohammadtal2.blogfa.com

اطلاعات عمومی

اطلاعات عمومی

اطلاعات عمومی

دوست عزيز
سلام
اول از بعضی وبلاگ نویسان عزیز که لطف میکنن و مطالب وبلاگ ما رو میدزدن و تو وبلاگ خودشون قرار میدن کمال تشکر رو دارم(!!!) و گویا نمیدونن که برای این مطالب زحمت هم کشیده شده حالا زحمتش به کنار... بهتر نیست یکم از استعدادتون استفاده کنید و یا زحمت بکشید یه جای دیگه غیر از وبلاگ بنده یدا کنید تا مطلب رو بدست بیارید.این درسته که برای وبلاگ قفل راست کلیک بزارم؟البته این کار هم نتیجه نمیده ولی خوب یکمکی وجدان هم خوبه
جای دوری نمیره
بگذریم...
اميدوارم از مطالب وبلاگ لذت ببريد.دوست دارم وبلاگ بهتر بشه
پس احتياج به نظرات سازنده ي شما دارم
حتي يك نظر هم واسه پيشرفت وبلاگ مهمه
اگه انتقاد يا پيشنهادي داريد تو قسمت نظرات مطرح كنيد.
البته قصد دارم تغييرات مهمي در مطالب وبلاگ بدم.
دوستاني هم كه قصد تبادل لينك دارند اول لينك وبلاگ رو با نام شب بي ستاره در وبلاگشون قرار بدن و بعد در قسمت نظرات نام لينكشون رو بنويسند.
ممنون از وقتي كه گذاشتيد. شب بی ستاره

اطلاعات عمومی

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

اطلاعات عمومی
خانه آرشیو لینکستان پست الکترونیک تماس با ما
قالب وبلاگ ثبت دامنه آپلود عکس گالری تصاویر بلاگفا
ذخیره سازی علاقه مندی خانگی کن تبادل لینک RSS 2.0
نام کاربری:   کلمه عبور: 

شب بی ستاره
موضوعات
 

 

 
 
 
افراد آنلاین
 
جدیدترین مطالب
   
آرشیو مطالب
   
  ...
مرتبط با :
ارسال شده در: سه شنبه 1387/12/06
86epjxh.jpg
نوشته شده توسط محمدتال ,

  از عجایب هفت گانه چه می دانید؟
مرتبط با :
ارسال شده در: سه شنبه 1387/12/06
این هفت بنای باستانی از آن جهت برای مردم بسیار عجیب به نظر می رسند که انسانهای قدیم آنهارا با کمک ابزارهای بسیار ابتدایی بنا نهاده اند وکاری ما فوق دانش روزگار خود انجام داده اند.

اهرام مصر
ساختن اهرام در سرزمین مصر به فرمان فرعونها از سه هزار سال قبل ازمیلاد مسیح آغاز شد (حدود ۵۰۰۰ سال قبل) وآخرین آنها در سال ۱۸۰۰ قبل ازمیلاد به پایان رسید هر فرعون برای خود هرمی می ساخت تا آرامگاه ابدی او باشد تا به اعتقاد مصریان زمانی که روح به بدن پادشاه برمیگردد بتواند در بدن اوکه مومیایی می شد جای بگیرد وفرعون د وباره بتواند زندگی را ازسر بگیرد وبه همین علت معمولا بدن مومیایی شده فرعون را تابوتی که به شکل صورت او ساخته شده بود قرار می داد ند ودر کنارش مجموعه ای ازلوازم زند گی - خوراک - پوشاک و حتی کشتی اختصاصی اش را دفن می کردند هر هرم طی دهها سال و توسط صد ها هزار برده ساخته می شد.. قدیمی ترین هرم مصر در ناحیه ساکارا قرار دارد وبزرگترین و کامل تر ین هرم که جزو عجایب هفتگانه به شمار می رود هرم خئوپس است که که در نزدیکی جیزه قرار دارد این هرم در حد ود ۱۳ جریب زمین مساحت دارد و ارتفاع اصلی آن ۱۴۸ متر بوده که به مرور زمان به ۱۳۸ متر کاهش پید ا کرده است.

باغهای معلق بابل
گفنه می شود که این باغها توسط بخت النصر ساخته شد وی بعد از ویران کردن معبد سلیمان در محل بیت المقدس کنونی در سال ۶۰۰ قبل از میلاد این باغهای معاق را برای ملکه خو د که د ختر هوخشتر پادشاه قدرتمند ماد بود بنا کر د این باغ 5 طبقه داشت هر طبقه با ۱۵ متر فاصله بر روی طبقه زیرین ساخته شده بود و در هر طبقه گلها وگیاهان فراوانی را کاشته بودند وشاید از آن جایی که شاخ وبرگ درختان به سمت طبقه های زیرین آویزان می شده آن را باغهای معلق گفته اند البته باید اضافه کرد کشور بابل در منطقه عراق کنونی واقع بود.

مجسمه زئوس
مجسمه زئوس در سال ۴۳۵ قبل از میلا د در شهر المپیا ساخته شد شهری که بازیهای المپیک از آنجا آغاز شد این مجسمه که شاهکاری از هنر و دانش بشری بود به نشانه احترام وپرستش زئوس که به اعتقاد یونانیان خدای خدایان بود بر پا شده بود جنس مجسمه از سنگ مرمر خالص بود وبرای تزئئن بخش های گوناگون آن از طلا وعاج استفاده کرده بودند و بلندای آ ن به ۱۳متر می رسید این شاهکار هنری بر اثر جنگهای گوناگون به کلی از بین رفت.

معبد دیانا
این معبد ۵۵۰ قبل از میلا د مسیح در ناحیه افه سوس در ترکیه کنونی ساخته شد ساخت این معبد آنقد ر مهم بود که مردم شهرهای گوناگون با فرستادن هدایایی در ساحت آ ن شرکت کرد ند و پس از تکمیل از تمامی نقاط برای زیارت آن می آمد ند طول و عرض معبد ۱۳۰ در ۶۹ متر بود و ۲۷ ستون از مرمر خالص سقف آن را نگه می داشت که هر کدام از این ستون ها حدود ۱۹ متر ارتفاع داشتند ولی در سال ۳۶۵ بعد از میلاد اروس توستن فقط به خاطر کسب شهرت وقد رت این بنا را به آتش کشید اما بعد مدتی آنرا تعمیر کردند و تالار جدیدی برای آن ساختند وسرانجام به فرمان نرون آن جا را به کلی ویران ساختند.

مجسمه آپولو
گفته می شود که مجسمه آپولوکه یکی از خدایان یونان قدیم بوده است درنزد یکی آسیای صغیر و در مدخل خلیج رودس برپا شده بود این مجسمه از جنس برنز و به ارتفاع ۳۰ متر ساخته شده بود نصب این مجسمه بر روی زمین از شاهکارهای معماری محسوب می شده و مخصوصا حالت ایستاده آپولو در حالی که پاهای خودرا باز کرده بسیار جالب بوده است اما مجسمه در سال ۲۲۴ قبل از میلاد مسیح بر اثر یک زلزله شدید سرنگون شد و تا سالیان درازی به همان ترتیب بر روی زمین باقی ماند پس از مدتی مردم برای استفاده از فلز برنز بدن مجسمه تکه های آن را جدا کردند تا آنکه بالاخره چیزی از آن باقی نماند.

آرامگاه ماسولوس
در سال ۳۵۲ قبل از میلاد هنگامیکه ماسولوس پادشاه کاریس در ترکیه کنونی درگذ شت آرامگاه باشکوهی از مرمر خالص برای اودر شهر هالیکارناس بنا کرد ند این ساختمان چهار گوش و محیط آن ۱۴۰ متر بود و سقفی هرمی شکل داشت که بر روی تعدادی ستون استوار بود و بر بالای آن مجسمه کالسکه پیروزی با چهار اسب که شاه وملکه بر آن سوار بودند نصب دیده می شد بلندی این مقبره به بیش ار ۴۰ متر می رسید و بارها توسط اعراب و بربر ها مورد حمله قرار گرفت تا اینکه به سبب زلزله شدیدی از بین رفت اما در قرن نوزده میلادی بخشهایی از کشف گردید که هم اکنون در موزه بریتانیا نگهداری می شود.

فانوس دریای اسکندریه
شاید قابل استفاده ترین این بناهای هفتگانه چراغ دریایی بود که در بندر اسکندریه مصر برپا شده بود این بنا
۲۰۰ پیش از میلاد مسیح توسط یکی از فراعنه وبرای تقدیم به یکی از خدایان برپا شده بود این ساختمان که بر بالای آن کوهی از آتش برپا می شد وظیفه راهنمایی کشتی ها را داشت و در حقیقت اولین چراغ دریایی جهان بوده است این فانوس دریایی تا ۶۰۰ سال به خوبی انجام وظیفه کرد تا آنگه سر انجام بر اثر زلزله ای کاملا از بین رفت
نوشته شده توسط محمدتال ,

  چندکلیدبرای زندگی بهتر
مرتبط با :
ارسال شده در: سه شنبه 1387/12/06
  1. هر روز یک کار برای اینکه شما را هیجان زده کند انجام دهید.
  2. رمان های کلاسیک بخوانید.
  3. به همراه کسی که هرگز فراموشش نخواهید کرد به جایی سفر کنید که هرگز قبلا نرفته اید.
  4. روی یک هدف بلند مدت متمرکز شوید و هر روز 3 کار که شما را به هدفتان نزدیکتر میکند، انجام دهید.
  5. از تماشای تلویزیون حذر کنید.
  6. شادی را با یک لبخند بخرید.
  7. در اجتماع خود فعالانه عمل کنید.
  8. با غریبه هایی که آدم های خوبی هستند صحبت کنید. رابطه دوستی ایجاد کنید.
  9. اگر از دستتان بر می آید، به دیگران یاری برسانید.
  10. بدنتان را روی فرم نگه دارید. هر روز یک مایل پیاده روی یا دوی آهسته داشته باشید.
  11. هر هفته یک مهارت ساده یاد بگیرید.
  12. نسبت به محیط اطرافتان آگاه باشید. همیشه از کنار بهانه هایی شادی آفرین که در اطرافتانند، به راحتی نگذرید.
  13. خلاق باشید. از هر چیزی ولو کوچک یک چیز جدید بسازید.
  14. یک جوک جدید یاد گرفته و آنرا به دیگران بازگو کنید.
  15. هر روز چند لحظه کوتاه را برای فکر کردن صرف کنید.
  16. در زمان رویارویی با مشکلات، خودتان را برای یافتن راه حل درگیر کنید.
  17. سعی کنید اطرافیانتان اشخاص مثبتی باشند که اهداف مشترکی با شما دارند.
  18. برای مدرکی بخوانید که شما را جذب میکند،یا در دوره هایی شرکت کنید که به آنها علاقمندید.
  19. هر ماه برنامه بازی پوکر(یا هر بازی دیگری) را با دوستانتان ترتیب دهید.
  20. حداقل هفته ای یکبار طلوع آفتاب را تماشا کنید.
  21. حداقل هفته ای یکبار غروب آفتاب را تماشا کنید.
  22. خود را درگیر سرگرمی های معنا دار (به درد بخور) کنید.
  23. از همسر یا دوست خود بخواهید که شریک تجاری شما شود.
  24. خلاقیت خود را در قالب عکاسی، هنر، فیلم، موسیقی و… بروز دهید.
  25. در هر فرصتی، چیزهای جدید را امتحان کنید.
  26. به طور منظم به انواع مختلفی از موسیقی ها گوش دهید.
  27. زندگی افرادی را که تحسینشان میکنید، مطالعه کنید. رفتارشان را تحلیل کرده و آنها را الگوی خود قرار دهید.
  28. باغچه ای کوچک درست کنید و از محصولات خود میل کنید.
  29. حداقل هفته ای یکبار، رابطه جنسی بسیار خوب و باور نکردنی داشته باشد.
  30. کاری را که مدت ها در فکر انجام آن بوده اید، اما فرصت آنرا نداشته اید،  شروع کنید.
  31. اجتماعی باشید! اجتماعی باشید! اجتماعی باشید!
  32. به دیدار دوستان و آشنایانی که سالهاست ندیده اید، بروید.
  33. از ایده های دیگران کپی برداری نکنید. ایده های خود را داشته و به آنها پر و بال دهید.
نوشته شده توسط محمدتال ,

  آموزش زبان ترکی در 3 دقیقه
مرتبط با :
ارسال شده در: سه شنبه 1387/12/06

1- هرگاه حرف ب ساکن قبل از ر بیاید جای آنها عوض می شود:
مثال:

 کبریت  <-- کربیت             تبریز <-- تربیز


2- حرف گ در اول کلمه ق و در سایر موقعیتها ج ادا میشود:
مثال:  

 گازوئیل <-- قازوئیل                 تگرگ <--  تجرج                      

 کامپیوتر <-- قامپیوتیر


3- گاه حرف ه در آخر کلمه به ی و در برخی انواع گویش به صدای او تبدیل میشود:
مثال:
گوجه فرنگی <-- قوجی فرنجی   (یا همان گیرمیز بادمجان)
ماهی تابه <-- مایتابو


4- صدای ق به صدای گ و حرف گ در اول کلمه با صدای ق ادا می شود. در برخی موارد ق حذف میشود:
مثال:
قند <-- گند
گلابی <-- قلابی

آقای رئیس <-- آی رئیس


5- گاه حرف ی بعد از حرف با صدای کسره با صدای و تلفظ میشود:
مدیر<-- مدور


6- بعد از حروفی که در کلمه با صدای کسره ادا میشوند یک ی اضافه میشود:
مثال:
مثال <-- میثال
ابتدا <--  ایبتیدا
چراغ <-- چیراگ


 
7- حرف ک هیچگاه با صدای ک ادا نشده و بسته به موقعیت حرف در کلمه، موقعیت کلمه در جمله، نوع وضع عصبی گوینده، محل تولد گوینده، وضع آب و هوا و ... با صدای ش خ چ ق ادا شده و گاه اصلا ادا نمی شود:


مثال:

من به تک تک سوالات شما پاسخ خواهم داد <-- من بی تشتچ سوالات شما پاسخ خواهم داد.
مرتیکه کثافت درست رانندگی کن <-- مرتیچه چثافت درست رانندجی قن
سلام آقای دکتر <-- سلام آی دتر
زبان بیسیک <-- زبان بیسیخ
چکار می کنی؟ <-- چخار موقونو ؟


 
8- معمولا افعال در حالت اول شخص به صورت دوم شخص بیان میشوند.
من با شما نبودم <-- من به شما نبودی !


9- ضمیر ملکی متصل دوم شخص به صورت سوم شخص بیان میشود:
حالت خوبه ؟  <-- حالش خوبی ؟

نوشته شده توسط محمدتال ,

  سیزده خط برای زندگی !
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه 1387/08/26
با ما همراه باشید

با ما همراه باشید

با ما همراه باشید

با ما همراه باشید

با ما همراه باشید

با ما همراه باشید

با ما همراه باشید

با ما همراه باشید

با ما همراه باشید

با ما همراه باشید

با ما همراه باشید

با ما همراه باشید

با ما همراه باشید

با ما همراه باشید

 

نوشته شده توسط محمدتال ,

  یک داستان کوتاه و جالب
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه 1387/08/26
 

A cowboy rode into town and stopped at a saloon for a drink. Unfortunately, the locals always had a habit of picking on strangers. When he finished his drink, he found his horse had been stolen.
He went back into the bar, handily flipped his gun into the air, caught it above his head without even looking and fired a shot into the ceiling.  "Which one of you sidewinders stole my horse?!?!? " he yelled with surprising forcefulness. No one answered.  "Alright, I’m gonna have another beer, and if my horse ain’t back outside by the time I finish, I’m gonna do what I dun in Texas! And I don’t like to have to do what I dun in Texas! “. Some of the locals shifted restlessly. The man, true to his word, had another beer, walked outside, and his horse had been returned to the post. He saddled up and started to ride out of town. The bartender wandered out of the bar and asked, “Say partner, before you go... what happened in Texas?” The cowboy turned back and said, “I had to walk home.”

برای ترجمه فارسی به ادامه مطلب مراجعه کنید...

نوشته شده توسط محمدتال ,

  تصاویر پنهان اما زیبا
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه 1387/08/26

 

نوشته شده توسط محمدتال ,

  عكسهاي ميكس شده زيبا با فتوشاپ
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه 1387/08/26

برگرفته از ::سايت كوچولو::بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران <WwW.KoCHoLo.Org>

برگرفته از ::سايت كوچولو::بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران <WwW.KoCHoLo.Org>

برگرفته از ::سايت كوچولو::بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران <WwW.KoCHoLo.Org>

برگرفته از ::سايت كوچولو::بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران <WwW.KoCHoLo.Org>

برگرفته از ::سايت كوچولو::بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران <WwW.KoCHoLo.Org>

نوشته شده توسط محمدتال ,

  پيش بيني 10 اتفاق بزرگ در دنياي آي.تي
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه 1387/08/26
مرکز خبري InfoWorld طي 30 سال گذشته در جريان اتفاقات فراواني در دنياي فناوري بوده است که اين اتفاقات، از توليد کامپيوترهاي شخصي گرفته تا روي کار آمدن برنامه هاي جاسوسي و ويروس ها و ابزارهايي نظير گوشي iPhone را شامل مي شود. اين مرکز در سي امين سال تولد خود 10 اتفاق بزرگ را در دنياي فناوري، براي يک دهه آينده پيش بيني کرده است.

ادامه مطلب...

نوشته شده توسط محمدتال ,

  مسئولان به مردم چه می آموزند؟
مرتبط با :
ارسال شده در: جمعه 1387/07/05

محمد مطهري فرزند استاد شهيد مطهري در يازدهمين بخش از سلسله مقالات خود درباره معضلات اجتماعي جامعه ايراني، اين بار فقر آموزش رفتار اجتماعي در کشورمان را تشريح کرده است. وي مي‌نويسد:
 

در دي ماه 1382 چند نفر از افرادي که در زلزله کم سابقه و مرگبار بم تسليم مرگ نشدند و پيکر مجروح اما زنده آنان با فداکاري‌هاي بسيار از بم به کرمان و از کرمان به تهران رسيد به خاطر نبود فرهنگ راه دادن به آمبولانس، در ترافيک خيابان آزادي تهران جان دادند...

نوشته شده توسط محمدتال ,

  دلم گرفته
مرتبط با :
ارسال شده در: جمعه 1387/07/05

دلم گرفته...

 

با تو شعرام همگی رنگ بهاره

با تو هیچ چیزی دلم کم نمیاره

 

وقتی نیستی همه چی تیره و تاره

کاش ببخشی تو خطا هامو دوباره

 

ای خدای مهربون دلم گرفته

از این ابر نیمه جون دلم گرفته

از زمین و آسمون دلم گرفته

 

آخه اشکامو ببین دلم گرفته

تو خطاهامو نبین دلم گرفته

تو ببخش فقط همین دلم گرفته

 

توی لحظه های من شیرین ترینی

واسه عشق و عاشقی تو بهترینی

 

کاش همیشه محرم دلم تو باشی

تو بزرگی اولین و آخرینــــــــــی...

نوشته شده توسط محمدتال ,

  تواضع و فروتنی
مرتبط با :
ارسال شده در: جمعه 1387/07/05
 بسم الله الرحمن الرحیم
 متن زیر  طولانی می باشد در صورت نداشتن وقت در فرصتی مناسب مطالعه کنید

   قال لم اکن لا سجد لبشر خلقته من صلصال من حمامسنون(33)

 

   قال فاخرج منها فانک رجیم (34)

 

   وان علیک اللعنه الی یوم الدین (35)

 

   قال رب فانظرنی الی یوم یبعثون (36)

 

   قال فانک من المنظرین (37)

 

   قال رب بما اغویتنی لازینن لهم فی الارض و لا غوینهم اجمعین (39)

 

   الا عبادک منهم المخلصین (40)

 

   قال هذا صراط علی مستقیم (41)

 

 

 

                                  ترجمه آیات

 

 

   شیطان پاسخ داد که من هرگز به بشری که از گل لای کهنه خلقت کرده ای

   سجده نخواهم کرد  (33)

 

   خدا فرمود از صف ساجدان  خارج شو که تو رانده درگاه ما شدی (34)

 

   و لعنت ما تا روز جزا بر تو محقق و حتمی گردید (35)

 

   پروردگارا پس تا روز قیامت که خلق مبعوث می شوند مهلت عطا فرما (36)

 

   خدا فرمود آری تو را مهلت خواهم داد (37)

 

   شیطان گفت خدایا چنانچه مرا گمراه کردی من  نیز در زمین (همه چیز را)

 

   را در نظر فرزندان آدم جلوه می دهم و همه آنها را گمراه خواهم کرد (39)

 

  

   بجز بندگان پاک خالص تو را (40)

 

   خدا  فرمود همین اخلاص و پاکی سیرت راه مستقیم بدرگاه رضای من است (41)

 

  

                                                                           سوره حجر

 

 

  

 

 

There was a one hour interview on CNBC with Warren Buffet, the second richest man who has donated $31 billion to charity.

 


مصاحبه اي بود در شبكه سي ان بي سي با آقاي وارنر بافيت، دومين مرد ثروتمند دنيا كه مبلغ 31 بيليون دلار به موسسه خيريه بخشيده بود.

 


Here are some very interesting aspects of his life:
در اينجا برخي از جلوه هاي جالب زندگي وي بيان شده:

 


1. He bought his first share of stock at age 11 and he now regrets that he started too late!
1- او اولين سهامش را در 11 سالگي خريد و هم اكنون از اينكه دير شروع كرده ابراز پشيماني مي نمايد!

 


2. He bought a small farm at age 14 with savings from delivering newspapers.
2- او از درآمد مربوط به شغل توزيع روزنامه ها، يك مزرعه كوچك در سن 14 سالگي خريد.

 


3. He still lives in the same, small 3-bedroom house in midtown Omaha , that he bought after he got married 50 years ago. He says that he has everything he needs in that house. His house does not have a wall or a fence.

3- او هنوز در همان خانه كوچك 3 اتاق خوابه واقع در مركز شهر اوماها زندگي مي كند كه 50 سال قبل پس از ازدواج آنرا خريد. او مي گويد هر آنچه كه نيازمند آن مي باشد، درآن خانه وجود دارد. خانه اش فاقد هرگونه ديوار يا حصاري مي باشد.

 

 

 


4. He drives his own car everywhere and does not have a driver or security people around him..
4- او همواره خودش اتومبيل شخصي خود را مي راند و هيچ راننده يا محافظ شخصي ندارد.

 

 


5. He never travels by private jet, although he owns the world's largest private jet company.
5- او هرگز بوسيله جت شخصي سفر نمي كند هرچند كه مالك بزرگترين شركت جت شخصي دنيا مي باشد.

 

 


6. His company, Berkshire Hathaway, owns 63 companies.He writes only one letter each year to the CEOs of these ompanies, giving them goals for the year. He never holds meetings or calls them on a regular basis. He has given his CEO's only two rules.

 

 


6- شركت وي به نام بركشاير هات وي، مشتمل بر 63 شركت مي باشد. او هرساله تنها يك نامه به مديران اجرائي اين شركتها مي نويسد و اهداف آن سال را به ايشان ابلاغ مي نمايد. او هرگز جلسات يا مكالمات تلفني را بر مبناي يك شيوه قاعده مند برگزار نمي نمايد. او به مديران اجرائي خود 2 اصل آموخته است:
Rule number 1: Do not lose any of your shareholder' s money.
اصل اول: هرگز ذره اي از پول سهامداران خود را هدر ندهيد.

 

 

 


Rule number 2: Do not forget rule number 1.
اصل دوم: اصل اول را فراموش نكنيد.

 


7. He does not socialize with the high society crowd. His pastime after he gets home is to make himself some popcorn and watch television.

7- او به كارهاي اجتماعي شلوغ تمايلي ندارد. سرگرمي او پس از بازگشتن به منزل، درست كردن مقداري ذرت بوداده (پاپكورن) و تماشاي تلويزيون مي باشد.

 

 


8. Bill Gates, the world's richest man, met him for the first time only 5 years ago. Bill Gates did not think he had anything in common with Warren Buffet. So, he had scheduled his meeting only for half hour. But when Gates met him, the meeting lasted for ten hours and Bill Gates became a devotee of Warren Buffet.
8- تنها 5 سال پيش بود كه بيل گيتس، ثروتمندترين مرد دنيا، او را براي اولين بار ملاقات نمود. بيل گيتس فكر نمي كرد وجه مشتركي با وارنر بافيت داشته باشد. به همين دليل او ملاقاتش را تنها براي نيم ساعت برنامه ريزي نموده بود. اما هنگامي كه بيل گيتس او را ملاقات نمود، ملاقات آنها به مدت 10 ساعت به طول انجاميد و بيل گيتس يكي از شيفتگان وارنر بافيت شده بود.

 

 


9. Warren Buffet does not carry a cell phone, nor has a omputer on his desk. His advice to young people: 'Stay away from credit cards and invest in yourself and remember:
9- وارنر بافيت نه با خودش تلفن همراه حمل مي كند و نه كامپيوتري بر روي ميزكارش دارد. توصيه اش به جوانان اينست كه: از كارتهاي اعتباري دوري نموده و به خود متكي بوده و بخاطر داشته باشند كه:

 

 


A..
Money doesn't create man, but it is the man who created money.
الف) پول انسان را نمي سازد، بلكه انسان است كه پول را ساخته..

 

 


B.
Live your life as simple as you are.
ب) تا حد امكان ساده زندگي كنيد.

 

 


C.
Don't do what others say. Just listen to them, but do what makes you feel good.
ج) آنچه كه ديگران مي گويند انجام ندهيد. تنها به آنها گوش فرا دهيد و فقط آن چيزي را انجام دهيد كه احساس خوبي را به شما عرضه مي كند.

 

 


D.
Don't go on brand name. Wear those things in which you feel comfortable.
د) بدنبال ماركهاي معروف نباشد. آن چيزهائي را بپوشيد كه به شما احساس راحتي دست ميدهد.

 

 


E.
Don't waste your money on unnecessary things. Spend on those who really are in need.
ه) پول خود را بخاطر چيزهاي غير ضروري هدر ندهيد. تنها بخاطر چيزهائي خرج كنيد كه واقعا به آنها نياز داريد.

 

 

 

 

f
After all, it's your life. Why give others the chance to rule your
life?'
و) نكته آخر اينكه، اين زندگي شماست. چرا به ديگران اين فرصت را مي دهيد كه براي

 

 

 

 

    در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست ولی در نماز پایان است     شاید این بدین معناست که پایان نماز آغاز دیدار است.

         دکتر علی شریعتی

 

                                    

         اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم
 
         در پناه یکتای بی همتا
نوشته شده توسط محمدتال ,

  مى‏خواهم به تو نزدیك شوم
مرتبط با :
ارسال شده در: جمعه 1387/07/05
 

قال النبى (صلى الله علیه و آله):

ان انا ادركت لیلة القدر فما اسال ربى؟ قال (ص): «العافیة‏». (۱)

 

ترجمه: به پیامبر(ص) گفته شد: اگر شب قدر را دریابم از خدا چه چیزى را مسئلت كنم؟ فرمود: «عافیت را».

 

حدیث:

قال موسى (علیه السلام): الهى ارید قربك، قال: قربى لمن استیقظ لیلة القدر،

قال: الهى ارید رحمتك، قال: رحمتى لمن رحم المساكین لیلة القدر،

قال: الهى ارید الجواز على الصراط، قال: ذلك لمن تصدق بصدقة فى لیلة القدر،

قال: الهى ارید من اشجار الجنة و ثمارها، قال: ذلك لمن سبح تسبیحه فى لیلة القدر،

قال: الهى ارید النجاة من النار، قال: ذلك لمن استغفر فى لیلة القدر،

قال: الهى ارید رضاك، قال: رضاى لمن صلى ركعتین فى لیلة القدر. (۲)

 

 

 

 

ترجمه:

موسی (علیه السلام)گفت:

خداوندا! مى‏خواهم به تو نزدیك شوم، فرمود: قرب من از آن كسى است كه شب قدر بیدار شود،

گفت: خداوندا! رحمتت را مى‏خواهم، فرمود: رحمتم از آن كسى است كه در شب قدر به مسكینان رحمت كند.

گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تو مى‏خواهم فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر صدقه‏اى بدهد.

گفت‏: خداوندا! از درختان بهشت و از میوه‏هایش مى‏خواهم، فرمود: آنها از آن كسى است كه در شب قدر تسبیحش را انجام دهد.

گفت: خداوندا! رهایى از جهنم را مى‏خواهم، فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر استغفار كند.

گفت‏: خداوندا خشنودى تو را مى‏خواهم، فرمود: خشنودى من از آن كسى است كه در شب قدر دو ركعت نماز بگذارد.

پی نوشت:

۱- مستدرك الوسائل، ج 7 صفحه 458.

۲- مستدرك الوسائل، ج 7 صفحه 456.

نوشته شده توسط محمدتال ,

  فلسفه ای در زندگی
مرتبط با :
ارسال شده در: جمعه 1387/06/29
پروفسور فلسفه با بسته سنگینی وارد کلاس درس فلسفه شد و بار سنگین خود را روبروی دانشجویان خود روی میز گذاشت.

وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ از داخل بسته برداشت و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد..سپس از شاگردان خود پرسید که، آیا این ظرف پر است؟  و همه دانشجویان موافقت کردند.

سپس پروفسور ظرفی از سنگریزه برداشت و آنها رو به داخل شیشه ریخت و شیشه رو به آرامی تکان داد. سنگریزه ها در بین مناطق باز بین توپ های گلف قرار گرفتند؛  سپس دوباره از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟ و باز همگی موافقت کردند. بعد دوباره پروفسور ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهای خالی رو پر کردند. او یکبار دیگرپرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند: "بله".

بعد پروفسور دو فنجان پر از قهوه از زیر میز برداشت و روی همه محتویات داخل شیشه خالی کرد. "در حقیقت دارم جاهای خالی بین ماسه ها رو پر می کنم!" همه دانشجویان خندیدند.

در حالی که صدای خنده فرو می نشست، پروفسور گفت: " حالا من می خوام که متوجه این مطلب بشین که این شیشه نمایی از زندگی شماست، توپهای گلف مهمترین چیزها در زندگی شما هستند – خدایتان، خانواده تان، فرزندانتان، سلامتیتان، دوستانتان و مهمترین علایقتان- چیزهایی که اگر همه چیزهای دیگر از بین بروند ولی اینها باقی بمانند، باز زندگیتان پای برجا خواهد بود. اما سنگریزه ها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند مثل کارتان، خانه تان و ماشينتان.. ماسه ها هم سایر چیزها هستند- مسایل خیلی ساده."

پروفسور ادامه داد: "اگر اول ماسه ها رو در ظرف قرار بدید، دیگر جایی برای سنگریزه ها و توپهای گلف باقی نمی مونه، درست عین زندگیتان. اگر شما همه زمان و انرژیتان را روی چیزهای ساده و پیش پا افتاده صرف کنین، دیگر جایی و زمانی برای مسایلی که برایتان اهمیت داره باقی نمی مونه. به چیزهایی که برای شاد بودنتان اهمیت داره توجه زیادی کنین، با فرزندانتان بازی کنین، زمانی رو برای چک آپ پزشکی بذارین. با دوستان و اطرافیانتان به بیرون بروید و با اونها خوش بگذرونین.  همیشه زمان برای تمیز کردن خانه و تعمیر خرابیها هست. همیشه در دسترس باشین.

.....

اول مواظب توپ های گلف باشین، چیزهایی که واقعاً برایتان اهمیت دارند، موارد دارای اهمیت رو مشخص کنین. بقیه چیزها همون ماسه ها هستند."

یکی از دانشجویان دستش را بلند کرد و پرسید: پس دو فنجان قهوه چه معنی داشتند؟

پروفسور لبخند زد و گفت: " خوشحالم که پرسیدی. این فقط برای این بود که به شما نشون بدم که مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، همیشه در زندگي شلوغ هم ، جائي برای صرف دو فنجان قهوه با یک دوست هست! "

نوشته شده توسط محمدتال ,

  وقتی ازدواج خطرناک می شود....
مرتبط با :
ارسال شده در: جمعه 1387/06/29

همه افرادي كه مخاطب اين مطلب هستند، تاكنون تجربه خريد چيزي را در زندگي داشته‌اند. وقتي آدم‌ها قرار است با خريد وسيله‌اي خاص بخشي از نيازهاي زندگي خود را تامين كنند، ابتدا براي يافتن جنس و مدل دلخواه خود جستجو مي‌كنند.مدتي بعد از ميان اجناس موجود آنچه را كه به سليقه و قدرت خريد آنها نزديك است انتخاب مي‌كنند و سپس با فروشنده وارد مذاكره مي‌شوند و در نهايت پس از چانه‌زني با پرداخت قيمت آن جنس، وسيله موردنظر را مي‌خرند و از آن استفاده مي‌كنند.اگر جنس خريداري شده ارزش و اهميت خاصي داشته باشد، به دست آوردن آن منوط به اين است كه مراحل خريد و فروش در داخل يك سند رسمي ثبت شود. موتورسيكلت، خانه، خودرو و... مشمول چنين وضعيتي است. البته درباره برخي كالاهاي ديگر، فروشنده به خريدار ضمانت‌نامه و نيز كارت خدمات پس از فروش هم مي‌دهد تا خيال او را بابت كيفيت جنس خريداري شده راحت كند.

چنين روالي هنگام ازدواج نيز به شكل بسيار دقيقي رعايت مي‌شود. جستجو براي يافتن همسر مناسب، انتخاب فرد مناسب، خواستگاري، چانه زدن بر سر مهريه و جهيزيه، توافق بر سر محل سكونت آينده، برگزاري مراسم عروسي و در نهايت ثبت ازدواج در يك سند 24 برگي بعلاوه ده‌ها امضا در دفتر ثبت، مراحل مختلفي است كه همسران براي رسيدن به يكديگر طي كرده و خواهند كرد.

در اين ميان، مهريه نيز حكم ضمانت‌نامه‌اي را دارد كه مرد به همسر خود ارائه مي‌كند و مجموع تعهداتي كه قانون براي هر دو طرف تعيين كرده، حكم خدمات پس از فروش را دارد. اين مراحل از سوي افرادي كه در مرحله ازدواج قرار دارند، كمابيش به شكل مشابه طي مي‌شود.

در نگاهي ديگر، ازدواج مانند معامله‌اي است كه در آن مانند هر معامله ديگر امكان سود و زيان وجود دارد و حتي‌الامكان كلاهبرداري هم هست. البته اين كه در هر معامله‌اي سود و زيان تا چه اندازه منطقي باشد، مساله‌اي است كه هر فردي خود قادر به درك آن است، اما برخي رفتارها كه از آن تعبير به مخ‌زني، دزديدن قاپ طرف مقابل و موارد مشابه مي‌شود، تفاوتي با كلاهبرداري ندارد و مانند هر كلاهبرداري ديگري دير يا زود به شكست مي‌انجامد.

شايد يكي از مهم‌ترين مسائلي كه سبب مي‌شود ازدواج در ادامه زندگي به پديده‌اي مشكل‌ساز تبديل شود و سر و كار همسران را به دادگاه‌ها و دفترهاي مشاوره بكشاند، اين است كه همسران بدون توجه به ماهيت واقعي اين پديده  كه از نظر قانون در حد يك معامله خريد و فروش است  و براساس چارچوب‌هاي ناقص قانوني، زندگي خود را آغاز مي‌كنند.

وقتي ازدواج خطرناك مي‌شود

يكي از دوستان تعبير جالبي درباره ازدواج به كار مي‌برد. او مي‌گويد، ازدواج امروز به بزرگ‌ترين ريسك زندگي دختران و پسران تبديل شده است. بعيد است كسي با اين حرف مخالفتي داشته باشد. پيچيدگي روابط اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي در جامعه  خصوصا جوامع شهري سبب شده تا بسياري از افرادي كه در آستانه ازدواج هستند، در رفتارها و ارتباط‌هاي اوليه چهره واقعي خود را نشان ندهند.

ازدواج برخلاف تصور بسياري از جوانان صرفا يك تصميم عاطفي نيست كه مثلا بتوان زندگي را بر مبناي آن آغاز كرد و تا به آخر نيز عاشق ماند. كافي است كمي در جزييات اين مساله دقيق شويد تا به اين نتيجه يا نتيجه مشابه برسيد كه تصميم‌گيري درست درباره ازدواج، رفتاري كاملا مهندسي و حسابگرانه را مي‌طلبد تا همسران در طول زندگي مشترك، با ته كشيدن اندوخته عشق به بن‌بست زندگي نرسند. منظور از رفتار مهندسي و حسابگرانه در اين مطالب به هيچ وجه داشتن نگاهي منفعت‌طلبانه نيست بلكه چنين نگاهي همان طور كه در مطالب قبلي هم به آن اشاره شد، بيشتر بر يك شناخت دقيق از طرف مقابل شكل مي‌گيرد. تجربه نشان داده هر چه اين شناخت قوي‌تر و دقيق‌تر باشد، رابطه موسوم به ازدواج به سرنوشت بهتري خواهد رسيد.

چه كنيم تا كمتر بدبخت شويم؟

آنچه امروز در جامعه ما در زير عنوان «ازدواج» در حال انجام است، تركيبي از قوانين مذهبي، عرفي و قانوني است. طبيعي است كه اين تركيب چندان كامل نيست و به همين دليل سبب بروز مشكلات مختلف مي‌شود. بيشتر آدم‌ها در زمان ازدواج دچار مصلحت‌انديشي مي‌شوند و به جاي يافتن پاسخ‌هاي منطقي براي پرسش‌هايي كه ذهن آنها را درگير كرده، به صرف دريافت تضمين به درد نخوري مانند مهريه، همه چيز را به «آينده» موكول مي‌كنند.

مثلا در شرايطي كه طبق روايات مذهبي و نيز فتواي صريح برخي مراجع، اگر مهريه مبلغي تعيين شود كه مرد قصد يا توانايي پرداخت آن را نداشته باشد، اين مهريه باطل است و حتي در برخي روايت‌ها اشاره شده كه اگر مردي مبلغي را مهر همسرش كند كه قصد پرداخت مهريه را به همسرش نداشته باشد، رابطه او با همسرش در حد يك رابطه غيراخلاقي است، بسياري همچنان بر تعيين مهريه‌هاي سنگين تاكيد مي‌كنند و از اين نكته غافل هستند كه اين مال حلال‌تر از شير مادر، به سختي قابل دريافت است.

از سوي ديگر هنگام خواستگاري، اغلب مردان پولدار و ثروتمند هستند، اما در زماني كه قرار است مهريه را بپردازند، به هزار شيوه و روش متوسل مي‌شوند تا مقدار كمتري از اين دين را بپردازند.

اكثر مردان حق مهريه را براي همسر خود قائل نيستند و شايد به استناد آن ضرب‌المثل قديمي كه مي‌گويد: سنگ بزرگ علامت نزدن است، با دست و دلبازي هزاران سكه مي‌پذيرند، چون قرار نيست هيچ گاه آن را پرداخت كنند، والا اگر قرار بر پرداخت 50 سكه هم باشد، حتما اين را مي‌پرسند كه اين سكه را چه زماني و چگونه بايد پرداخت كنند؟

تشابه در همه جهات‌

تشابه تحصيلاتي، شغلي و حتي جسمي نيز از ديگر مواردي است كه بهتر است همسران هنگام انتخاب شريك خود به آن توجه كنند. به اين نكته توجه كنيد كه در ابتداي زندگي، ممكن است كمبودهاي زيادي وجود داشته باشد. خودرو، خانه، تفريح‌ گران‌قيمت، مسافرت و... چيزهايي است كه هر كدام پس از آن كه در مرحله‌اي از زندگي برطرف شد، نياز ديگري جايگزين آن مي‌شود.

البته برطرف شدن هريك از اين نيازها نيز به معناي رفع آن نياز نيست، بلكه در اغلب موارد به معني جايگزين شدن نيازي تازه است. ضمن آن كه پس از يك رفاه نسبي بايد چيزي به نام «همسران» در كنار هم حضور داشته باشند تا از اين امكانات فراهم آمده استفاده شود. بد نيست هر دو طرف كه قصد ازدواج دارند به اين نكته هم توجه كنند كه در فرهنگ ما ايراني‌ها، تلقي سنتي از شوهر كسي است كه ساعت 7 صبح از خانه بيرون برود و ساعت 5 بعدازظهر به خانه بازگردد و در تعطيلات در كنار خانواده باشد.

تلقي سنتي هم از زن ، بيشتر زن خانه‌دار است كه در خانه غذا بپزد و خانه را مرتب نگه دارد و به شوهر خود بشدت عشق بورزد!

از سوي ديگر دختر و پسر ممكن است در ابتداي ازدواج هر كدام شرايط خاصي داشته باشند، مثلا ممكن است دختر در حال تحصيل يا كار در خارج از خانه باشد يا مرد به كاري اشتغال داشته باشد كه زمان و مكان مشخصي ندارد.  بارها اين جمله در دادگاه شنيده شده كه زن يا مرد عنوان كرده‌اند كه صرفا به دليل عشق، با طرف مقابل ازدواج كرده و اميدوار بوده‌اند بعد از ازدواج، طرف مقابل را به شخص دلخواه خود تبديل كنند، اما اين اتفاق نيفتاده و كار به دادگاه كشيده است. يكي از كارمندان دادگاه كه مسوول دريافت سكه‌هاي مرداني است كه مهريه مي‌دهند، به نكته جالبي اشاره مي‌كند.او مي‌گويد بخش عمده‌اي از مرداني كه براي دادن سكه به اين دادگاه مراجعه مي‌كنند، يا كارمند يك شركت بزرگ خودروسازي هستند كه شيفت‌‌هاي كاري 24 ساعته دارند و مردان گاهي يك شبانه‌روز همسر خود را نمي‌بينند و در كنار او نيستند، يا كارمندان يك سازمان بزرگ رسانه‌اي هستند كه فعاليت آنها زمان و مكان خاصي ندارد و به همين دليل هيچ برنامه منظمي براي حضور در خانه و زندگي خود ندارند.

طبيعي است اگر طرفين چنين مواردي را به شكل دقيق بررسي و بعد در عقدنامه ذكر مي‌كردند يا از ميان همكاران خود يا خانواده همكاران خود كه با چنين وضعيتي آشنا هستند، دست به انتخاب مي‌زدند، احتمال بروز چنين مشكلي به حداقل مي‌رسيد.

تعريف درست روابط ميان همسران‌

يكي از مهم‌ترين نكات قابل ‌توجه قبل از ازدواج، «تعريف درست سطح روابط ميان همسران» است. به عبارت ساده‌تر اين نكته مهم است كه رابطه بين زن و مرد چگونه و در چه سطحي تعريف شود؟

مدتي پيش، در صفحه حوادث برخي روزنامه‌ها خبرهايي درج شده بود كه خواندن آن چيزي جز تاسف نصيب مخاطب نمي‌كرد. خبر از اين قرار بود كه زني به خاطر آن كه از همسرش تقاضا كرده براي او بادام هندي بخرد و شوهر به دليل گران بودن بادام هندي، اين كار را انجام نداده و از او تقاضاي طلاق كرده است.روزي هم در دادگاه مردي را ديدم كه به جرم برداشتن لحاف و تشك همسرش و خارج كردن آن از خانه  از آنجا كه جهيزيه متعلق به زن بوده  زن از همسرش به جرم دزدي شكايت كرده بود. چنين مسائلي نشان مي‌دهد كه اين‌گونه همسران از ابتداي زندگي تعريف درستي از روابط، اختيارات، وظايف و امتيازهاي خود نداشته‌اند.

بايد به اين نكته توجه داشت كه مشكل در حقوق قانوني اين همسران نيست، بلكه مشكل در تعريف اين حقوق است كه همسران خود تمايلي به تعريف دقيق آن ندارند.به عنوان مثال، وضعيت يك زن خانه‌دار كه امكاني براي فعاليت اجتماعي در خارج از منزل ندارد، نسبت به زني كه بخش عمده‌اي از وقت خود را در خارج از منزل سپري مي‌كند، در چارچوب يك خانواده چگونه است؟ رابطه ميان همسران گاهي در حد يك مساله كاملا عادي تعريف مي‌شود كه در آن زن چيزي جز يك سايه بالاسر نمي‌خواهد و در قبال ارائه خدماتي به مرد، از او پول و امكانات دريافت مي‌كند.

در چنين رابطه‌اي نبايد توقع چنداني از دو طرف داشت، اما گاهي اساس اين رابطه به گونه‌اي است كه طرفين در طول زندگي قرار است در خوشي‌ها و غم‌ها شريك هم باشند و بر اين مبنا مشكلات و راحتي‌هاي زندگي را ميان خود تقسيم مي‌كنند. طبيعي است كه هرچه توقع دو طرف از هم بيشتر باشد، نياز به تعريف دقيق و درست از روابط همسران بيشتر است.

بهتر است اين مسائل نيز پيش از آغاز ازدواج تعريف و به شكلي قانوني در عقدنامه ثبت شود. حتما شما هم بارها اين جمله را شنيده‌ايد كه آدم‌ها بعد از ازدواج تغيير مي‌كنند. شايد يكي از مهم‌ترين اين تغييرات، حس مالكيتي است كه طرفين نسبت به هم پيدا و احساس مي‌كنند با اين حس مي‌توانند همديگر را تحت فشار قرار دهند..

بعد از آغاز زندگي مشترك، روابط آزادانه سابق معني ندارد. ازدواج، امكانات و مزايايي را براي دو طرف به وجود مي‌آورد كه ممكن است حتي در دوستي‌هاي بسيار قديمي هم ايجاد نشود. برخي چيزها در يك رابطه دوستانه ممكن است لطف باشد، اما در ازدواج تبديل به وظيفه مي‌شود. آنچه شرايط جديد را براي همسران پيچيده مي‌كند، اين است كه آنها با شرايط جديدي روبه‌رو مي‌شوند كه تا پيش از آن در روابط دوستانه يا خانواده خود با آن مواجه نشده‌اند. اين شرايط تازه هم اين‌ گونه است كه طرفين مي‌توانند براي اعمال نظر خود متوسل به قانون شوند و قانون نيز  در صورت حركت در مسير درست  از آنها حمايت مي‌كند.

نكته قابل تامل در اين زمينه اين است كه اغلب زوج‌هاي جوان در اولين برخورد مي‌خواهند شمشير تيز خود را بالا برده، بر فرق حريف وارد كنند و اصطلاحا در اولين برخورد گربه را دم حجله بكشند. اين ويژگي كه زن و شوهر بعد از ازدواج به حقي مي‌رسند كه وظيفه آنها در قبال آن مبهم است و به اصطلاح مي‌توان آن را پيچاند، زمينه‌ساز بروز مشكلات فراواني است. مثلا زن مي‌تواند تا مهريه به او داده نشده، به وظايف زناشويي خود عمل نكند. مرد هم مي‌تواند مانع از ادامه تحصيل و حتي كار زن شود و در اغلب موارد اعمال چنين حقي براي فردي كه احساس مي‌كند به او دروغ گفته شده، لذتبخش هم هست.

شايد بد نباشد همسران پيش از تشكيل زندگي مشترك سري به دادگاه بزنند و حضور در چنين محيطي را تجربه كنند و حتي با چند نفر كه به دليل همين مشكلات به دادگاه آمده‌اند هم‌كلام شوند زيرا نسخه‌هاي تلخ زندگي افراد در چنين محيط‌هايي مي‌تواند واكسن مناسبي براي سلامت زندگي آينده آنها باشد.

نوشته شده توسط محمدتال ,

 
مرتبط با :
ارسال شده در: جمعه 1387/06/29

کسانى که استرس دارند بيشتر غذاهاى سرشار از کربوهيدرات مصرف مى کنند که اين نوع غذاها باعث آزاد شدن هورمون سروتونين در مغز مى شود و تاثير آرامبخش دارد.

 مسلما داشتن رژیم غذایی  سرشار از مواد سرخ کرده، مملو از پروتئين ، دسرهاى نامناسب، نوشيدنى هاى قندى و ...منجر به بروز چاقى و افزايش وزن مى شود.به خصوص زمانيکه اين مقدار کالرى دريافتى متناسب با ميزان فعاليت روزانه شما نباشد. اما اضافه وزن با وجود تمرينات منظم ورزشى و رژيم مناسب ، کمى گيج کننده است.

به گزارش سلامت نيوز، افزايش وزن ديوانه کننده است ، به خصوص وقتى دليل آن نا مشخص باشد.

بهتر است بگوييم که فاکتورهاى ديگرى علاوه بر کنترل رژيم غذايى و انجام تمرينات ورزشى منظم مى تواند بر کنترل وزن شما موثر باشد و منجر به چاقى گردد. از جمله اين فاکتورهاى موثر در بروز چاقى واضافه وزن عبارتند از‌‌ :‌

 

‌عدم داشتن خواب کافي: داشتن استراحت کافى منجر به عملکرد بهتر بدن مى شود و کمبود خواب باعث اعمال تنش هاى فيزيولوژيکى بر بدن مى شود و در نهايت منجر به ذخيره چربى مازاد بر نياز بدن مى گردد.

 

زمانيکه خسته هستيد، بدن قادر به کنترل تنش ها و فشارهاى وارده نيست و ممکن است باعث شود که براى غلبه بر اين مشکل غذاى بيشترى دريافت کنيد. به علاوه فرد ممکن است در آخر شب با خوردن غذا ، کالرى بيشترى را جذب کند. زيرا بعضى از افراد گمان مى کنند با خوردن غذا بهتر به خواب مى روند. در صورتى که اين طور نيست. تنها کالرى مازاد بر نياز دريافت مى کنيد.

 

بعضى از علائم نداشتن خواب و استراحت کافى عبارتند از : احساس خستگى، کاهش سطح انرژي، چرت زدن و احساس کج خلقى و تحريک پذيرى است. براى داشتن استراحت کافي، 8 ساعت خواب در شب لازم است. براى رسيدن به اين مقدار مناسب، هر شب 15 دقيقه بيشتر از شب قبل در بستر بمانيد تا به اندازه مطلوب دست يابيد.‌‌

 

زمانيکه شما تشريفات خواب را به طور صحيح اجرا کنيد و ورزش منظم روزانه داشته باشيد ، بهتر به خواب فرو مى رويد.‌ ‌

 

‌داشتن استرس: ما اکنون در جامعه اى زندگى مى کنيم که از ما انتظار فعاليت بيشترى دارد، و ما نيز خواسته ها ى بيشترى داريم و در نهايت استرس و فشار ناشى از اين مطالبات، روحيه و احساس ما را تحت تاثير قرار مى دهد.

 

اين تنش ها و استرس ها باعث ذخيره سوخت، کند شدن متابوليسم بدن و ترشح بيشتر هورمون هايى نظير کورتيزول، لپتين و ... مى شود که نقش موثرى در بروز چاقى به خصوص در ناحيه شکم دارند. خيلى از افراد براى غلبه بر استرس به سراغ غذا مى روند، ولى غذا درمان مناسبى براى غلبه بر استرس نخواهد بود.

 

کسانى که استرس دارند بيشتر غذاهاى سرشار از کربوهيدرات مصرف مى کنند که اين نوع غذاها باعث آزاد شدن هورمون سروتونين در مغز مى شود و تاثير آرامبخش دارد. اين يک درمان خودکار و موقت بدن است براى غلبه بر استرس ، اما چاق کننده مى باشد.‌‌ ‌

 

‌تاثير بعضى داروها: بعضى داروهاى تجويزى براى درمان افسردگي، اختلالات خلقي، مسکن ها، داروهاى درمانى ميگرن، فشارخون و ديابت باعث افزايش وزن مى شود.

 

بعضى از استروئيد ها، در درمان هاى هورمونى و حتى داروهاى خوراکى ضد بارورى نيز همين تاثير را دارد. بنابراين اگر بدون هيچ نوع تغيير در شيوه و سبک زندگى، دچار اضافه وزن شويد، دليل آن مى تواند داروهايى باشد که مصرف مى کنيد.‌

 

بعضى از داروها به دليل حفظ مايعات بدن باعث افزايش وزن مى شود ، در حاليکه ناشى از چاقى و چربى اضافه نيست.

 

بعضى از داروهاى موثر در بروز اضافه وزن عبارتند از: استروئيد ها، داروهاى ضد افسردگي، آرام بخش ها، داروهاى ضد صرع، داروهاى ديابت، داروهاى فشار خون و داروهاى مسکن معده. ‌‌‌اما به خاطر داشته باشيد که تاثير درمانى اين داروها در بعضى موارد، ارزش اين را دارد که تاثير چاق کنندگى آنها را ناديده بگيريد. بنابر اين اگر به تاثير داروهاى مصرفى خود در مورد اضافه وزن شک داريد، با پزشک خود مشورت کنيد و هرگز خودسرانه مصرف دارو را قطع نکنيد.‌‌

 

شرايط بالينى خاص: رايج ترين اين شرايط که منجر به چاقى مى شود، کم کارى غده تيروئيد است. کمبود هورمون تيروئيد باعث کاهش متابوليسم، اختلال در اشتها و افزايش وزن مى شود.

 

از جمله علائم کم کارى غده تيروئيد عبارتند از : خستگى، احساس کسلي، تورم، گرفتگى و خس خس صدا، عدم تحمل سرما، خواب فراوان و يا سردرد است.

 

‌از جمله ديگر شرايط بالينى نادر که منجر به اضافه وزن مى شود، سندرم کوشينگ است، که در اين بيمارى مقدار زيادى هورمون کورتيزول در مغز توليد مى شود که منجر به چاقى مى گردد.‌

يائسگي: يائسگى اصولا در اواسط عمر زنان اتفاق مى افتد و اين درست زمانى است که فعاليت هاى فيزيکى فرد نيز کاهش يافته و ميزان سوخت و ساز نيز کند شده است و به دليل تغييرات هورمونى که رخ داده است گرسنگى، افسردگى و کمبود خواب عارض مى شود.

 

در اين دوران به دليل از دست دادن هورمون استروژن، هورمونى که بر روى ذخيره چربى در قسمت ميانى بدن نقش دارد، چربى بيشترى در قسمت ميانى بدن(کپل) ذخيره مى شود.

 

براى اجتناب از اين تغيير، بايد اقدام به کاهش توده بدنى کرد. براى اين کار انجام تمرينات مناسب ورزشى نظير تمرينات قدرتى خوب است. اين کار به علاوه باعث جبران کاهش توده استخوانى مى شود . در واقع تمرين بدنى کافى و يک رژِيم غذايى مناسب با کالرى کنترل شده و سرشا ر از ويتامينD ‌ ‌و کلسيم در اين دوران مانع خوبى براى ممانعت از افزايش وزن است.‌

 

 

نوشته شده توسط محمدتال ,

  پـردرآمـدتـرين بـازيكنان جهان را بشنـاسيد
مرتبط با :
ارسال شده در: سه شنبه 1387/06/05
بدون شك بحث فوتبال و اين‌كه فلان بازيكن با چه قراردادي به چه تيمي پيوسته، در هر خانه و محله‌اي از صحبت‌هاي روز است. گاهي اين آمار و ارقام آنقدر بالاست كه اين بازيكنان را در صدر فهرست روزنامه‌ها و ساير نشريات مي‌‌برد. در آخرين فهرست منتشرشده، اسامي ده بازيكن برتر دنيا كه از نظر درآمد در صدر فهرست قرار گرفته‌اند، به قرار زير است:

نفر اول مثل چند دوره گذشته اين آمار، ديويد بكام است كه با درآمد سالانه 4/24 ميليون پوند به عنوان پردرآمدترين بازيكن جهان شناخته شد.

نفر دوم رونالدينيو از تيم بارسلوناست كه درآمدي معادل 3/16 ميليون پوند دارد.

مهاجم پيشين تيم فوتبال آرسنال، تيه‌ري هانري با درآمد 5/12 ميليون پوندي رتبه سوم را به خود اختصاص داده است.

در رتبه چهارم بازيكن محبوب برزيلي‌ها با درآمد 6/10 ميليون پوند قرار گرفته كه بازي‌هاي او در ميلان زبانزد است. او كسي نيست جز رونالدو‌.

پردرآمدترين بازيكن شاغل در ليگ انگليس كسي نيست جز كريستيانو رونالدوي پرتغالي با 2/9 ميليون پوند كه عنوان پنجم رده‌بندي را در اختيار دارد.

كاكا، بازيكن برزيلي ميلان 8/8 ميليون پوند درآمد دارد كه در رده ششم جاي دارد.

نفر بعدي اين فهرست يك بازيكن ايتاليايي است؛ فابيو كاناوارو از رئال‌مادريد با 7/8 ميليون پوند در جايگاه هفتم قرار دارد..

آندري شوچنكو با ميزان درآمد مشابه كاناوارو يعني 7/8 ميليون پونددر رتبه بعدي است.

استيون جرارد با درآمدي معادل 5/8 ميليون پوند در جايگاه نهم قرار دارد.

جان تري و وين روني از بازيكنان كشور انگليس هستند كه با درآمدهاي 5/8 و 1/8 ميليون پوند در اين رتبه جاي گرفته‌اند.

نوشته شده توسط محمدتال ,

  همه فن حریف ها
مرتبط با :
ارسال شده در: سه شنبه 1387/06/05

یكی از ویژگی‌های منحصر به فرد جامعه ایران، همه فن حریف بودن افراد آن است. در كشور ما اكثرا دوست دارند فراتر از نقشی كه عهده‌دار آنند ، خودی نشان دهند و تصویری جذاب به دیگران ارائه كنند. اگر این حرف را باور ندارید ، كافی است فقط یك روز با تاكسی از نقطه‌ای به نقطه دیگرشهر بروید ، دقایقی را در این فضای عمومی بگذرانید و در این محفل و گردهمایی از نوع اتومبیلی آن شركت كنید تا این موضوع بر شما مسلم شود.
جامعه‌شناسان معتقدند مردم ایران از جمله مردمانی در جهان هستند كه زود تحت تاثیر شرایط محیطی قرار می‌گیرند و جوگیر می‌شوند. بیشتر این مردم گاهی در محافل عمومی چنان با شما صحبت می‌كنند كه گویا همین الان از آسمان هفتم به زمین آمده‌اند. البته در این زمینه ما در جهان خیلی هم تنها نیستیم. همه فن حریفی یك ویژگی فرهنگی در میان جهان سومی‌هاست.
مردم جهان سوم چون در بسیاری از تحولات اجتماعی، تاریخی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی كمتر دیده شده‌اند یا از لحاظ روحی و روانی نتوانسته‌اند خودی نشان دهند گاهی این عقده‌های فروخورده را به اشكال گوناگون جلوه می‌دهند.
تاكسی یك ویژگی خاص و منحصر به فرد دارد. این‌كه هر فردی می‌تواند برای دقایقی با دیگران در مورد هر موضوع و سوژه‌ای وارد عرصه گفتگو و دیالوگ شود و به نوعی خود را از انباشت هیجانات و فشارهای روحی و روانی تخلیه كند؛ اما آنچه در این خصوص جالب و حائز اهمیت است، درونمایه این گفتگوها و مباحث است كه اگر مورد تحلیل محتوا قرار گیرد، نتایج جالبی خواهد داشت.
تحقیقات نشان می‌دهد یكی از مشكلات فرهنگی جامعه ما، تبلور احساسات و هیجانات فروخورده در یك قالب اتوپیایی و آرمانی است، قالبی كه با آرزوها و آمال‌های فرد همخوانی دارد. فقط كافی است یكی از مسافران این وسیله نقلیه از موضوعی مثل تورم، بیكاری، اعتیاد و... لب به سخن بگشاید، در آن صورت پس از دقایقی تب بحث و ارائه نظریات گوناگون بالا می‌گیرد و هر كس از پشت سنگر خود به دیگری هجوم می‌برد و خواسته و ناخواسته خود را به رخ دیگران می‌كشد.
آنچه قابل توجه است، این است كه كمتر دیده می‌شود افراد در این مجادله‌ها و بحث‌ها مشاركت نكنند یا نظری ارائه ندهند؛ البته ناگفته نماند این‌كه یك فضا و بستر مناسب بحث و گفتگو میان مردم وجود داشته باشد، نه تنها نابهنجار نیست، بلكه بسیار سودمند و دارای كاركردهای مثبت است، اما آسیب و معضل این فرهنگ در این است كه بیشتر مردم در مباحث و مسائلی وارد بحث می‌شوند و نظر می‌دهند كه در آن صاحب‌نظر نیستند، مثلا گاهی مشاهده می‌شود یك فرد چنان از تورم و راه‌های كنترل آن صحبت می‌كند كه هر شنونده‌ای تصور می‌كند كه او حتما در رشته اقتصاد تحصیل كرده است. اگر از او بپرسیم كه شغل شما چیست با شنیدن این‌كه او فرش فروش یا آرایشگر است، دچار شگفتی و تعجب می‌شویم.
شاید بگویید یك فرد می‌تواند در زمینه‌های مختلف اطلاعات كسب و در مورد آن اظهارنظر كند. در این مورد كسی تردیدی ندارد، اما باید دانست كه بین ابراز نظر با طرح یك ایده كارشناسانه بسیار تفاوت وجود دارد. در كشورهای پیشرفته مردم عموما درباره مسائل مختلف اظهارنظر نمی‌كنند و ترجیح می‌دهند بحث و نظر در مورد مسائل غیرمرتبط با تخصصشان را به اهل فن واگذار كنند.. این تفاوت حتی در میان اهل نظر و نخبگان فكری كشورهای فرادست و فرودست هم دیده می‌شود.
در غرب اگر از یك استاد رشته جامعه‌شناسی بپرسید كه نظر شما در مورد افزایش فاصله طبقاتی در جهان چیست؟ ممكن است بگوید: «من در این مورد مطالعه‌ای ندارم. تخصص من در رشته جامعه‌شناسی خنده است» كه این پاسخ برای ما قابل قبول نخواهد بود و تعجب و شگفتی فراوانی را بر خواهد انگیخت.


● معلم‌ها و توهم بحرالعلومی‌
با توجه به گسترش فرهنگ همه فن حریفی، تصوری كه دانش‌آموزان یا دانشجویان از معلم‌ها و استادان خود دارند نیز یك تصور خیالی و فراتر از حقیقت است. دانش‌آموزان دوست دارند‌ معلمشان در مورد همه مسائل علامه دهر بوده، دارای اطلاعات كافی و فراوان باشد. وای به روزی كه معلمی در مورد مساله‌ای ابراز بی‌اطلاعی و ناآگاهی كند كه با برچسب بی‌سوادی در میان شاگردان مشخص خواهد شد.
یك دانشجو در مورد یكی از استادانش كه بتازگی از بهترین دانشگاه فرانسه (سوربن) فارغ‌التحصیل شده بود، می‌گوید: این استاد، متخصص مردم‌شناسی در شاخه فرهنگ عامیانه مردم فرانسه بود. هر وقت دانشجویان از او در مورد مسائل فرهنگ عامه دیگر كشورها از جمله ایران سوال می‌كردند او بصراحت پاسخ می‌داد نمی‌دانم، كه این ندانستن‌ها پس از مدتی منجر به ایجاد برچسب كم‌سوادی او در میان دانشجویان شد و حتی در میان برخی از استادان دیگر و مدیران دانشگاه این بحث به میان آمد و عنوان شد كه پایان‌نامه دكتری‌اش را با كمك دیگران نوشته و با پول دكتر شده است، اما این دانشجو تاكید می‌كند كه او به واقع استادی فاضل و متخصص در زمینه رشته تخصصی‌اش بود.
این مساله به شكل حادتر نیز قابل مشاهده است و آن وقتی كه یك استاد در كلاس از روی نوشته یا متن از پیش آماده شده به دانشجویان درس می‌دهد و در آن صورت صدای نجواها و در گوش صحبت كردن‌های دانشجویان از دور شنیده می‌شود كه می‌گویند:‌ «بابا این كه سوادش را روی كاغذ با خود حمل می‌كند.» در حالی كه در كشورهای پیشرفته نه تنها استادان دانشگاه بلكه هر شخصیت سیاسی و فرهنگی در هر سخنرانی یا مجلسی، بدون نوشته و كاغذ و ارائه دقیق آ‌مار و ارقام سخنی به زبان نمی‌آورد. متاسفانه تصور ما از معلم، استاد و اهل فن این است كه او باید علامه دهر باشد و از نحوه تولید سوزن تا ساخت شاتل و ماهواره و زندگی در كره ماه بداند. اما دانستن و دانایی در دنیای امروز بشدت تخصصی و خردنگر شده است، در حالی كه ما هنوز به دنبال ابوعلی سیناها و خواجه نصیرالدین طوسی‌هایی هستیم كه در بسیاری از زمینه‌ها متبحر و استاد باشند.


● همه فن حریفی و جامعه شتابزده‌
ولادیمیر پائلوكوویچ، متخصص مسائل فرهنگ عامه معتقد است:‌ همه فن حریفی یك عارضه تمدنی در مشرق زمین است. مردم مشرق زمین چون با یك فاصله عمیق فرهنگی با غرب مواجه هستند برای جبران این فاصله دچار شتابزدگی شده‌اند و سعی می‌كنند كمبودهای تمدنی خود را با سطحی‌نگری و طی كردن چند مسیر به شكل ناقص در یك زمان كمبودها را به نوعی جبران كنند.
بر همین اساس دیده می‌شود كه بسیاری از جوانان در آن ‌واحد در ۲ رشته تحصیل می‌كنند یا بسیاری از مردم به طور همزمان در چند شغل مشغول به كار هستند كه بعضا چون این شغل‌ها از لحاظ فرهنگی و ارزشی با هم متفاوتند، در فرد تعارض و آشفتگی روحی و فكری ایجاد می‌كند؛ البته از وجود مشكلات اقتصادی و ناتوانی تامین نیازهای خانواده با درآمدهای یك شغل هم نباید غافل ماند. مساله همه فن حریفی فراتر از مشكلات تورمی و اقتصادی نمود دارد، به طوری كه این شتابزدگی در تمام شوونات زندگی مردم رسوخ می‌كند و دیده می‌شود.
دیدگاه دیگری هم در این زمینه وجود دارد. این‌كه در ایران چون در سطوح مدیریتی چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی تخصص‌گرایی رعایت نمی‌شود و بارها دیده شده كه افراد در مشاغل و منصب‌های مهمی اشتغال دارند كه با تخصص آنها همخوانی ندارد. به طور طبیعی در میان مردم عامه نیز این فرهنگ گسترش می‌یابد. این موضوع نه تنها میان بزرگسالان، بلكه در كودكان، نوجوانان و جوانان هم دیده می‌شود.
بسیاری از نوجوانان و جوانان با ورود به دوران بلوغ دچار بلاتكلیفی‌ها، سردرگمی‌ها و تصمیم‌گیری‌های خام و ناقص می‌شوند. همین مساله آنها را به مبالغه و زیاده‌روی در مورد خود دچار می‌سازد. جوانان امروز می‌خواهند مسیر رشد و ترقی را یكشبه بپیمایند و وقتی در واقعیت با مشكلات و بن‌بست مواجه می‌شوند، خود را در میان همسالان، فامیل و خویشاوندان و حتی خانواده فراتر از حد ممكن نشان می‌دهند بخصوص وقتی فاصله طبقاتی و سطح زندگی میان مردم بسیار متفاوت باشد، این مساله حادتر خواهد بود.
متاسفانه پدیده همه فن حریفی این روزها گسترش بیشتری پیدا كرده و بویژه میان دختران و زنان جامعه ما كه در شكستن انحصارات جامعه پدرسالار عجله دارند، بیشتر دیده می‌شود. زنان كه می‌خواهند اعتبار و منزلت اجتماعی برابر با مردان بیابند ، بیشتر در گردباد همه فن حریفی گرفتار می‌شوند؛ البته ناگفته نماند این خصوصیت در زنانی دیده می‌شود كه توانسته‌اند پله‌های ترقی را طی كنند و در شغل و منصب‌های مهمی مثل مدیریت یك شركت، تدریس در دانشگاه و تدریس موسیقی و... به كار مشغول شوند وگرنه در میان زنان خانه‌دار همچنان عقده خودكم‌بینی در مقابل همسران و دیگران دیده می‌شود.
جامعه‌شناسان معتقدند: همه فن حریفی آفتی است كه می‌تواند یك جامعه را به مسیرهای نامطمئن و شغل‌های آسیب‌زا سوق دهد، چون رسیدن به منزلت‌های اجتماعی بالاتر، هزینه‌های بالایی دارد و زمان زیادی را باید برای آن گذاشت و در جامعه‌ای دیده می‌شود كه مردم حوصله و صبر و تحمل زیادی برای رسیدن به پیشرفت و موفقیت ندارند، بنابراین تمایل و علاقه ورود به مشاغل آسیب‌زا مثل دلالی، ‌واسطه‌گری، سوداگری، روسپی‌گری، قاچاق موادمخدر و... برای رسیدن به آرزوها و طی پله‌های ترقی بیشتر می‌شود.
از سوی دیگر، با توجه به گسترش فرهنگ مصرف بیشتر، رسیدن به پول و ثروت برای پاسخگویی به نیازها و آرزوها بیشتر شده است. بر همین اساس مشاهده می‌كنیم آمار رو به رشد پزشكانی كه تجارت فرش می‌كنند و تجاری كه به دنبال مدرك لیسانس و فوق لیسانس برای حفظ پرستیژ اجتماعی خود هستند. در یك تحقیق از ۳ دانشگاه غیرانتفاعی در تهران مشخص شد كه بیش از ۸۰ درصد پسران برای داشتن مدرك و حفظ پرستیژ اجتماعی خود به دانشگاه آمده‌اند، در حالی كه شغل اصلی بیش از ۶۰ درصد آنها آزاد و غیردولتی بود.
فعالیت در چند جبهه در افراد یك جامعه باعث گسترش سطحی‌نگری در كارها و تخصص‌ها شده است، به طوری كه همه خود را در تمام امور متخصص، باتجربه و اهل فن می‌دانند، در حالی كه حتی فرصت مطالعه و ژرف‌ نگری در یكی از آن كارها هم برایشان وجود ندارد. وقتی ژرف‌نگری و فرهنگ كندوكاو و مطالعه در جامعه‌ای ضعیف شود، افراد برای دیده و مطرح شدن به حرف زدن و نظر دادن درباره همه امور روی می‌آورند كه این چالشی بزرگ بر سر راه فرهنگ‌های ریشه‌دار است.


● بازار داغ تقلب‌گرایی‌
علاوه بر موارد ذكر شده، در ایران به دلیل ضعف در سیستم استعدادسنجی و برنامه‌ریزی برای كانالیزه كردن افراد در مسیر علایق قلبی‌شان با نوعی آشفتگی در تصمیم‌گیری،‌ چند كار را با هم انجام دادن، تجربه تحصیل در رشته‌های مختلف و در نهایت بلاتكلیفی و سردرگمی میان دانش‌آموزان و دانشجویان مواجه می‌شویم.
در تحقیق یك
NGO مشخص شد در ایران نسبت به دیگر كشورها تغییر رشته دانشگاهی بیشتر دیده می‌شود. بسیاری از دانش‌آموزان هنگام انتخاب رشته تحصیلی نمی‌دانند كه از ادامه تحصیل در این رشته چه می‌خواهند و آینده شغلی آنها به كجا خواهد انجامید؟ همچنین تغییر شغل‌های پی در پی به دلیل تطابق نداشتن رشته تحصیلی با كار افراد یا عدم ارتباط عمیق قلبی آنها با كاری كه انجام می‌دهند، نوعی تعارض شخصیتی و سردرگمی را در افراد پدید آورده است؛ اما حال اگر از فردی كه تجربه كار در مشاغلی نظیر نجاری، جوشكاری، برقكاری و... داشته و سوالاتی در مورد هر سه كار كنید، فرد با اعتماد به نفس به شما در مورد این كارها نظر كارشناسی می‌دهد، در حالی كه برای تربیت یك نجار یا جوشكار یا برقكار حرفه‌ای حداقل ۳۰ سال وقت و زمان لازم است و یك فرد بنابر اقتضای كار كردن در مدت كوتاهی در یك كار به فردی صاحب‌نظر و كارشناس بدل نمی‌شود.
در تحقیق دیگری مشخص شد در ایران به دلیل گسترش روحیه دانایی محوری و عدم شك در ابراز نظر و بر حق دانستن خود، آمار جرائمی مثل پزشكان قلابی، وكلای قلابی، استادان دانشگاه قلابی‌، از بسیاری از كشورهای آسیایی و خاورمیانه بالاتر است.
بارها در رسانه‌ها شنیده و خوانده‌اید كه فردی با مدرك سیكل، ادعای پزشك متخصص داخلی را كرده و عده زیادی از مردم را فریب و آنها را مورد سوء‌استفاده‌های مختلف مالی،‌ جنسی و... قرار داده است حتی در برخی مراسم‌های خواستگاری، فردی خود را دكتر یا مهندس معرفی كرده، اما پس از مدتی دروغ فرد آشكار شده و بحران‌های روحی، عاطفی فراوانی را به خانواده‌ها وارد كرده است..همه این موارد بخشی از فرهنگی است كه به مرور در جامعه ایران پدید آمده و هیچ‌كس حتی كارشناسان مسائل اجتماعی تاكنون به آن توجهی عمیق نكرده‌اند.


● هنرمندان و غرورهای كاذب‌
از جمله اقشاری كه به نوعی روحیه آگاهی كاذب و همه فنی حریفی در آنها در حد بسیار بالایی دیده می‌شود، برخی از به اصطلاح هنرمندان شامل شعرا، نویسندگان، موسیقیدان‌ها، فیلمسازان، نقاشان و... هستند.
متاسفانه بسیاری از افرادی كه دستی در هنر دارند، خود را تافته جدا بافته از جامعه دانسته و معتقدند هنر فقط نزد آنان است و بس. گاهی دیده می‌شود كه جوانی به محض چاپ یك مجموعه شعر یا رمان خود چنان دچار غرور و نخوت می‌شود كه گویا روح حافظ و فردوسی در او حلول كرده و این شعر زلال و ناب اوست كه ایران را جهانی خواهد كرد و این احساس خودباوری كاذب باعث می‌شود كه افراد ذكر شده در دیگر رشته‌های هنری و غیرهنری نیز خود را صاحب‌نظر بدانند.
در چنین فضایی است كه یك فیلمساز برجسته كه دست بر قضا ذوقی هم در ادبیات دارد، به خود اجازه می‌دهد مجموعه‌هایی از شعر و نقد ادبیات چاپ كند یا یك بازیگر برجسته كه زمانی به خوانندگی علاقه داشته، با استفاده از موقعیت اجتماعی و هنری خود وارد عرصه خوانندگی و برگزاری كنسرت برای هواداران دو آتیشه خود شود.
این مسائل ریشه در خودباوری و غرور كاذب بسیاری از این افراد دارد.
پروفسور كیتزل، متخصص مردم‌شناسی ایران معتقد است:‌ در میان مردم ایران روحیه خودبزرگ‌بینی و فخرفروشی بسیار پررنگ و قوی است. آنها بسیاری از مردم جهان را از بالا به پایین می‌بینند و معتقدند جامعه آنها، جامعه همه‌دان‌هاست.
در حالی كه این یك حبابی از آگاهی كاذب است كه روی حقیقت بنا و مانع تغییر این تفكر فرهنگی شده است كه متاسفانه نمود واقعی و بیشتر این فرهنگ میان هنرمندان ایرانی بسیار مشهود و قابل ذكر است.
در چنین شرایطی است كه می‌بینیم این روزها در جامعه ایران همه روشنفكر و نویسنده و محقق شده‌اند و همه می‌خواهند جامعه را از مسیر توفان سهمگین روزگار به سلامت به خشكی برسانند، در حالی كه تداوم این روند می‌تواند جامعه را با توهم و سراب توسعه مواجه كند.
هر روز كتاب‌ها، ‌مقالات و روزنامه‌های جدیدی به بازار می‌آ‌ید كه به بخشی از تب همه فن حریفی ما پاسخ می‌دهد ، بدون آن‌كه برای لحظه‌ای تامل و تدبر شود كه آیا برای رسیدن به توسعه باید از همین پل عبور كرد؟ پاسخ به این پرسش و چگونگی رسیدن به پیشرفت آسان نیست، اما به یقین بدون باریك‌اندیشی و توجه به تخصص در امور و مقابله با سطحی نگری نمی‌توان از این پل به سلامت گذر كرد، چون توفان‌ها همواره در راهند.

 

نوشته شده توسط محمدتال ,

  دروغگـو را بهتـر بشنـاسيـم
مرتبط با :
ارسال شده در: سه شنبه 1387/05/29

افراد دروغگو معمولا از نظر نوع رفتاري با يكديگر شباهت بسياري دارند كه دانستن برخي از خصوصيات به ما كمك مي‌كند تا حدودي انسان دروغگو را بشناسيم. برخي از علائم و روشهايي كه باعث شناخت دروغگو مي‌شود، عبارتند از:
1- چشمان كساني كه دروغ مي‌گويند يا بازتر از حد معمول است يا دائما چشم‌هاي آنان به نقاط مختلف حركت مي‌كند. در عين حال آنها معمولا از نگاه مستقيم به شما احساس ناراحتي مي‌كنند و سعي مي‌كنند مستقيما به شما نگاه نكنند.
2- گاهي اوقات افراد دروغگو بخشي از صورت يا دهانشان را هنگام حرف زدن مي‌پوشانند.
3- وقتي از آنها سوال مي‌شود، دماغ يا گوششان را به حالت عصبي مي‌خارانند.
4- فرد دروغگو معمولا هنگام حرف زدن حركات اضافي زيادي از خود بروز مي‌دهد.
5- در هنگام حرف زدن زياد تپق مي‌زنند و اشتباهات فراوان گفتاري را سعي مي‌كنند به گونه‌اي بپوشانند.
6- آنها هميشه كلي‌گويي مي‌كنند و بارها اين كليات را تكرار مي‌كنند و با اين كار تلاش مي‌كنند تا خودشان را قانع كنند.
7- آنها سعي مي‌كنند به گونه‌اي گيج و مبهم سخن بگويند و با اين كار به شما اجازه نمي‌‌دهند تا حرف‌هاي آنان را تجزيه و تحليل كنيد.
8- هنگامي كه سعي داريد در مورد موضوع مورد بحث از آنها سوال كنيد، بلافاصله موضوع بحث را عوض مي‌كنند.
9- اگر سوال شما را متوجه شوند چنين وانمود مي‌كنند كه سوال شما را نشنيده‌اند و با اين كار به بحث خاتمه مي‌دهند.
10- اگر مي‌خواهيد مطمئن شويد كه او دروغ گفته است، چند روز بعد راجع به موضوعي كه در مورد آن دروغ گفته است از او سوال كنيد تا برايتان يك داستان با مطالب متفاوت تعريف كند.
11- اگر قدري به صحبت آنها شك كنيد شما را متهم به بي‌‌اعتمادي مي‌كند و خيلي سريع با اين كار به بحث خاتمه مي‌دهد.
12- آدم هاي دروغگو معمولا پرحرف هستند و در مورد هر چيزي اظهارنظر مي‌كنند.
13- افراد دروغگو معمولا كساني هستند كه در زندگي شخصي يا خانوادگي دچار مشكل هستند. پس در مورد حرف‌هاي چنين افرادي بيشتر دقت كنيد.
14- تن صداي افراد دروغگو در هنگام دروغ گفتن معمولا بالاتر از حد طبيعي است.
15- خنده‌هاي بي‌‌دليل و بي‌‌گاه در هنگام صحبت كردن يكي ديگر از علائم افراد دروغگو مي‌‌باشد.
16- آدم‌هاي دروغگو هميشه سعي مي‌كنند حرف‌هاي زيبا و جذاب به زبان بياورند و با اين كار مي‌خواهند امكان كشف حقيقت را از ما سلب كنند. نكته پاياني اين كه اگر چه شايد افراد دروغگو در مدت‌ كوتاه بتوانند حقيقت را از ديگران پنهان كنند اما زمان باعث خواهد شد كه هميشه افراد دروغگو رسوا شوند و هيچ حقيقتي پنهان نخواهد ماند، اگرچه شايد مدت زمان طولاني پنهان بماند

نوشته شده توسط محمدتال ,

  تست جالب روانشناسي : شخصيت خود را محك بزنيد
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه 1387/05/28

به اين تست شك نكنيد. اين آخرين و استانداردترين تست شخصيت شناسى است كه اين روزها در اروپا بين روانشناسان در جريان است. پاسخهايش هم اصلاً كار دشوارى نيست. كافى است كمى به خودتان رجوع كنيد. يك كاغذ و قلم هم كنار دستتان باشد و جوابي را كه انتخاب مي كنيد يادداشت كنيد كه بتوانيد امتيازهايى كه گرفته ايد جمع بزنيد. حاضريد؟ پس شروع كنيد:

1) چه موقع از روز بهترين و آرام ترين احساس را داريد؟
الف _ صبح،
ب- عصر و غروب،
ج _ شب

۲) معمولاً چگونه راه مى رويد؟
الف _ نسبتاً سريع، با قدم هاى بلند،
ب- نسبتاً سريع، با قدمهاى كوتاه ولى تند و پشت سر هم،
ج _ آهسته تر، با سرى صاف روبرو،
د _ آهسته و سربه زير، ه- - خيلى آهسته

۳) وقتى با ديگران صحبت مى كنيد؛
الف _ مى ايستيد و دست به سينه حرف مى زنيد،
ب- دستها را در هم قلاب مى كنيد،
ج _ يك يا هر دو دست را در پهلو مى گذاريد،
د _ دست به شخصى كه با او صحبت مى كنيد، مى زنيد،
و ه-_ با گوش خود بازى مى كنيد، به چانه تان دست مى زنيد يا موهايتان را صاف مىكنيد

۴) وقتى آرام هستيد، چگونه مى نشينيد؟
الف _ زانوها خم و پاها تقريباً كنار هم،
ب- چهارزانو،
ج _ پاى صاف و دراز به بيرون،
د _ يك پا زير ديگرى خم

۵) وقتى چيزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واكنش نشان مى دهيد؟
الف _ خنده اى بلند كه نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،
ب _ خنده، اما نه بلند،
ج _ با پوزخند كوچك،
د _ لبخند بزرگ،
ه_ لبخند كوچك

۶) وقتى وارد يك ميهمانى يا جمع مى شويد؛
الف _ با صداى بلند سلام و حركتى كه همه متوجه شما شوند، وارد مى شويد
ب _ با صداى آرامتر سلام مى كنيد و سريع به دنبال شخصى كه مى شناسيد، مى گرديد
ج _ در حد امكان آرام وارد مى شويد، سعى مى كنيد به نظر سايرين نياييد

۷) سخت مشغول كارى هستيد، بر آن تمركز داريد، اما ناگهان دليلى يا شخصى آن را قطع مى كند؛
الف _ از وقفه ايجاد شده راضى هستيد و از آن استقبال مى كنيد
ب _ بسختى ناراحت مى شويد
ج _ حالتى بينابين اين ۲ حالت ايجاد مى شود

۸) كداميك از مجموعه رنگ هاى زير را بيشتر دوست داريد؟
الف- قرمز يا نارنجى
ب- سياه
ج- زرد يا آبى كمرنگ
د- سبز
ه- آبى تيره يا ارغوانى
و- سفيد
ز- قهوه اى، خاكسترى، بنفش

۹) وقتى در رختخواب هستيد (در شب) در آخرين لحظات پيش از خواب، در چه حالتى دراز مى كشيد؟
الف- به پشت
ب- روى شكم (دمر)
ج- به پهلو و كمى خم و دايره اى
د- سر بر روى يك دست
ه- سر زير پتو يا ملافه...

۱۰) آيا شما غالباً خواب مى بينيد كه:
الف- از جايى مى افتيد.
ب- مشغول جنگ و دعوا هستيد.
ج- به دنبال كسى يا چيزى هستيد.
د- پرواز مى كنيد يا در آب غوطه وريد.
ه- اصلاً خواب نمى بينيد.
و- معمولاً خواب هاى خوش مى بينيد

امتيازات

سؤال اول: الف(۲ امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۶ امتياز)
سؤال دوم: الف (۶امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۷ امتياز)، د (۲ امتياز)، ه (۱ امتياز)
سؤال سوم: الف (۴ امتياز)، ب (۲ امتياز)، ج (۵ امتياز)، د (۷ امتياز)، ه (۶ امتياز)
سؤال چهارم: الف (۴ امتياز)، ب (۶ امتياز)، ج (۲ امتياز)، د (۱ امتياز)
سؤال پنجم: الف (۶ امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۳ امتياز)، د (۵ امتياز)، ه (۲ ا متياز)
سؤال ششم: الف (۶ امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۲ امتياز)
سؤال هفتم: الف (۶ امتياز)، ب (۲ امتياز)، ج (۴ امتياز)
سؤال هشتم: الف (۶ امتياز)، ب (۷ امتياز)، ج (۵امتياز)، د (۴ امتياز)، ه (۳ امتياز) و (۲ امتياز)، ز (۱ امتياز)
سؤال نهم: الف (۷ امتياز)، ب (۶ امتياز)، ج (۴ امتياز)، د (۲ امتياز)، ه (۱ امتياز)
سؤال دهم: الف (۴ امتياز)، ب (۲ امتياز)، ج (۳ امتياز)، د (۵ امتياز)، ه (۶ امتياز)، و (۱ امتياز)
خب، امتيازهايتان را جمع زديد. عدد به دست آمده را با جدول مقابل مقايسه كنيد و شخصيت خودتان را بشناسيد.

نتيجه گيرى
* اگر امتياز شما بالاى ۶۰ است: ديگران در ارتباط و رفتار با شما شديداً مراقب و هوشيار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بى نهايت سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسين مى كنند و به ظاهر مى گويند«كاش من جاى تو بودم!!» اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ايجاد رابطه اى عميق و دوستانه بى ميل و فرارى هستند.
* اگر از ۵۱ تا ۶۰ امتياز داريد: بدانيد دوستان شما را تحريك پذير مى دانند، بدون فكر عمل مى كنيدو سريع از موضوعات ناخوشايند برآشفته مى شويد ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصميم گيريهاى سريع داريد (هرچند اغلب درست از كار درنمى آيند!) ديگران شما را جسور و اهل مخاطره مى دانند. كسى كه همه چيز را تجربه و امتحان مى كند، از ماجراجويى لذت مى برد و در مجموع به دليل ايجاد شرايط و بستر
هيجانات توسط شما، از همراهى تان لذت مى برند.
* اگر از ۴۱ تا ۵۰ امتياز به دست آورديد: به خود اميدوار باشيد ، ديگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم كننده و جالب و جذاب مى بينند. شما دائماً مركز توجه جمع هستيد و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستيد. فردى مهربان، ملاحظه كار و فهميده به نظر مى رسيد. قادر هستيد به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شويد و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم كنيد و در همان شرايط و در صورت لزوم بهترين كمك بر اعضاى گروه هستيد.
* اگر ۳۱ تا ۴۰ امتياز نصيب شما شد: بدانيد در نظر سايرين معقول، هوشيار، دقيق ، ملاحظه كار و اهل عمل هستيد. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستيد اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستيد. به سرعت و سادگى با ديگران باب دوستى را باز نمى كنيد. اما اگر با كسى دوست شويد صادق، باوفا و وظيفه شناس هستيد. اما انتظار بازگشت اين صداقت و صميميت از طرف دوستانتان را داريد گرچه سخت دوست مى شويد اما سخت تر دوستى ها را رها مى كنيد.
* از ۲۱ تا ۳۰ امتياز : در نظر سايرين فردى زحمت كش هستيد اما متأسفانه گاهى اوقات ايرادگير هستيد. شما بسيار بسيار محتاط و بى نهايت ملاحظه كار به نظر مى رسيد. زحمتكشى كه در كمال آرامش و با صرف زمان زياد در جمع بار ديگران را بردوش مى كشد و بدون فكر و براساس تحريك لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد. ديگران مى دانند شما هميشه تمام جوانب كارها را مى سنجيد و سپس تصميم مى گيريد.
* و اگر كمتر از ۲۱ امتياز داشتيد: ديگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شكاك و دودل مى دانند شخصى كه هميشه سايرين به عوض او فكر مى كنند، برايش تصميم مى گيرند و از او مراقبت مى كنند. كسى كه اصلاً تمايل به درگيرشدن در كارهاى گروهى و ارتباط با افراد ديگر را ندارد!

 

  لطفاً خود را گول نزنید

 

نوشته شده توسط محمدتال ,

  از آسمان طلوع کن
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه 1387/05/27

هنوز پر از وضویم من... به قداست بی نظیرت سوگند، نگاهم برای دوری ات بارانی ست. خیس خیس... سجاده ام پر از مریمی شده و کمی از عطر گل انبیا، تمام مرا معطر کرده است.

به بزرگی ات قیام کرده ام و دستانم پر از قنوت است. به رکوع که رسیدم نشانت خواهم داد ترسم را... این که چقدر از زمان بی حضورت می ترسم.

گلدان شمعدانی ها را با چند شاخه گل نرگس کنار پنجره گذاشته ام... پنجره ها بازند... و هیچ پرده ای مانع رسیدن نور نیست... با همان روشنائی بی ریایت چراغانی مان کن.

رور به روی همان شمعدانی ها، آنجا که به انتظار می خوانمت... رو به قبله به سجده خواهم رفت... آنقدر سر به زیر می مانم تا بیقراریام را بیشتر ببینی... و بدانی شکیبایی بر من خرده می گیرد... گواهی می دهم بر رسالت پر مهر جدت پایان نمازم سلام ها نثارت خواهم کرد ای بهترین بندگان خدا...

از شما نوشتن نیاز به اندیشیدن ندارد. واژه ها آنقدر که لازم است انتظار را فهمیده اند. نامتان که در کلام جاری می شود... بی هیچ اندیشیدنی کنار هم ردیف می شوند. آنقدر می نویسم تا شاید جمله ای حتی کلمه ای از نوشته هایم شما را شایسته باشد...هر شب به کلمه ها تمرین خواهم داد و مشق انتظار را به اشتیاق تجربه خواهم کرد... اما... اما چقدر به لیاقت رسیدن سخت است.

همسایه بی سایه ما! کوچه های شهرمان تنگ است و عجیب آلوده.... ما عظمت تو را در دشت هامان به تماشا خواهیم نشست، آنجا که دست آدمی به معصومیت بکر طبیعت نرسیده است...

به صمیمانه ترین عصر های جمعه که دلتنگت می شویم سوگند... بی دریغ تر از همیشه؛ مهربانی ات را به پذیره خواهیم آمد... ما که انتظار را هر روز مرور می کنیم...

می دانی که دل هامان را به اسارت زمان کشانده اند و زمینی مان کرده اند،اما آسمانی بودن آرزوی ماست... ای خودِ خودِ آرزوها بر آورده شو...

چه بد! قلب هامان به ناپاکی های عصر عادت کرده... انگار دیگر از آلودگی های این همه دروغ به سرفه نمی افتیم و مبتلای ریای روزگار شده ایم....چشم هامان مدت هاست فراموش کرده اند که زیبایی چه رنگی است...؟! نگاه مان کن... نگاه که می کنی زیبا می شویم...نمی دانی چقدر دلمان شکسته از این همه فاصله... ما را ببین چگونه به احترامت به پا خاسته ایم ... شک ندارم با حضورت محترم می شویم...

جمعه تا جمعه... لحظه به لحظه... ظهور پر طمطراقت را چشم به راهیم....

قرص کامل ماه ... از آسمان طلوع کن...

میلاد با سعادت حضرت صاحب الزمان را به تمامی دوستداران ظهور ایشان تبریک و تهنیت عرض می نمایم.  

 

 

نوشته شده توسط محمدتال ,

  ضریب هوشی بالاتر یعنی وفاداری بیشتر زوجین
مرتبط با :
ارسال شده در: شنبه 1387/05/26

در ابتدا نگاهی می اندازیم به جفت گیری حیوانات:
 

به طور کلی در حیوانات نر قوی تر گروه با بیش از یک ماده جفتگیری نموده تا نسل ایجاد شده از این جفتگیری از نظر محتویات ژنتیکی قدرتمند تر و صاحب صفات برتر باشد.

نر قوی تر پس از نزاع با دیگر نر های دسته و از پای در آوردن آنها اقدام به جفتگیری با حیوانات ماده گروه می نماید.

هدف نزاع پیش از جفتگیری اینست که مسلما حیوان نر پیروز که  در مقایسه با نرهای بازنده صفات ژنتیکی برتری داشته قادر به انتقال این صفات به نسل آینده از طریق جفتگیری با ماده ها گردد
 

.

لازم به ذکر است که در حیوانات نیز همانند انسان ها تعداد نر ها بیش از تعداد ماده ها می باشد. این اختلاف جمعیت در برخی حیوانات مشهود تر از سایر حیوانات است، از جمله در زنبور ها و مورچه ها که تعداد کثیری نر تحت عنوان سرباز و تنها یک ماده یا همان ملکه وجود داشته که در انتها نیز تنها یکی از نر ها با ماده جفتگیری می کند و آن نری است که قوی تر و دارنده صفات ژنتیکی مرغوب تری نسبت به سایر نر ها باشد.

 

در حیوانات از آنجا که قدرت فیزیکی یک معیار اصلی است و توانایی تنازع بقا ارتباط مستقیم با قدرت فیزیکی دارد این گونه جفتگیری از اهمیت بسیار بالایی برخوردار می باشد.

زیرا که فرزندان نر های قوی تر به سبب وراثت ژن های مرغوب همواره از قدرت فیزیکی بالاتری در مقایسه با فرزندان نر های ضعیف تر برخوردار خواهند بود.

 


 

 

 

شهر نشینی، انسانیت و بدین جهت کاهش اهمیت قدرت فیزیکی در جوامع بشری به طور کلی نیاز به چنین روش جفتگیری را از میان می برد.

 

در مورد انسان ها مسلما انسانیت، شرافت، اصالت، قدرت ذهنی و معنوی، و دیگر معیار های انسانی ارزشی بس والا تر از قدرت فیزیکی دارد
 

.

 

درجه هوشی پایین تر ، وفاداری کمتر و تمایل به برقراری روابط جنسی بیشتر

 

محققین دانشگاه هاروارد طی تحقیقاتی بر روی درصد موفقیت ازدواج ها نشان داده اند که زوجهایی که دارای درجه هوشی بالاتری هستند در روابط زناشویی خود به مراتب موفق تر از دیگر زوج ها می باشند
 

.

دانشمندان ثابت کرده اند که بی وفایی همسران نسبت به یکدیگر، روابط خارج از رابطه زناشویی و ابراز علاقه به شخص سوم چه از طرف زن و چه از جانب مرد، در میان زوج های با ضریب هوشی بالا به مراتب کمتر از زوج های با ضریب هوشی متوسط و زوج های با ضریب هوشی پایین مشاهده می شود.

 

 

دانشمندان نشان داده اند که میزان وفاداری زوجین به یکدیگر رابطه مستقیم و معنی داری با درجه هوشی زوجین داشته به طوری که زوجین با ضریب هوشی بالا تر به طور چشمگیری بیش از زوجین با ضریب هوشی پایین تر به یکدیگر وفادار می باشند
 

.

 

ضریب هوشی پایین تر، و عشق و علاقه سطحی تر


 

 

عشق و علاقه ای که زوجین به یکدیگر نثار می کنند ارتباط مستقیم و معنی داری با ضریب هوشی آنها دارد به طوری که زوجین با ضریب هوشی بالاتر ابراز علاقه بیشتری به همسران خود مبزول داشته و قویا نسبت به روابط خارج از زندگی زناشویی ابراز مخالفت نمودند.

 

از آنجا که انسان اشرف مخلوقات است و روند تکاملی انسان ها بر آن است که یک فرد را به برترین درجه تکامل معنوی نایل آورد، واضح است که تک همسری به عنوان یک اصل در انسان ها پذیرفته می شود.

انسان هایی که قویا به این نکته واقفند که انسان اشرف مخلوقات بوده و روند تکاملی اش معنوی است و نه فیزیکی، در انتخاب زوج بیش از پیش بر معیار های معنوی تاکید داشته و همواره افراد را با درجه انسانیت، شرافت، و استعداد ها و توانایی های ذهنیشان می سنجند و عشق و علاقه خود را نثار یک فرد خواهند نمود.

 

دانشمندان در بررسی های خود نشان داده اند که چنین افرادی همواره کششی به سوی افراد با ضریب هوشی بالا نشان می دهند، و پر واضح است که این افراد خود نیز باید دارای همین صفات باشند چرا که همانند همیشه همانند را جذب می کند و این است قانون جذب.

 

ضریب هوشی پایین تر و روابط جنسی بیشتر و زود هنگام تر

 

در خصوص میزان هوش و روابط جنسی قبل از ازدواج مطلعات فراوانی انجام گرفته است. دانشمندان با ثبت ضریب هوشی افراد و اینکه آیا قبل ازدواج روابط جنسی را تجربه کرده اند یا خیر، به نتایج بسیار جالب توجهی دست یافته اند.

بررسی ها نشان داده اند که درصد افراد با ضریب هوشی پایین تر که پیش از ازدواج روابط جنسی را تجربه کرده اند به طور قابل توجهی بیش از درصد افراد با ضریب هوشی بالایی است که پیش از ازدواج روابط جنسی را تجربه کرده اند.

 

در یک بررسی که بر روی دختران دانشگاه برکلی، یکی از دانشگاه های بسیار معتبر در آمریکا، انجام گرفته است، نشان داده شده که تنها 20 درصد از این دختران روابط جنسی را تجربه کرده اند، حال آنکه این رقم در چندین دانشگاه دیگر که دانشجویان آن از نظر تحصیلی و ضریب هوشی در جایگاه پایینتری قرار داشتند بیش از 70 درصد و در برخی دیگر از دانشگاه ها به بیش از 90 درصد نیز می رسید.

چنین اختلاف فاحشی به واقع نشان دهنده اینست که افراد با ضریب هوشی بالاتر تمایل کمتری به برقراری روابط جنسی بیهوده با دیگر افراد نشان می دهند و اهمیت بیشتری برای ارزشهای معنوی قایلند تا ارزشهای جسمانی.

 

روند کلی چنین است که افراد با ضریب هوشی پایین تر همواره تمایل بیشتری به برقراری روابط جنسی صرف و به دور از عشق و وفاداری از خود نشان می دهند و بدین جهت راحت تر از افراد با ضریب هوشی بالاتر تن به اینگونه روابط می دهند.

همچنین در یک بررسی دیگر دانشمندان رابطه میان رشته تحصیلی و میزان باکرگی دانشجویان دختر را مورد بررسی قرار دادند. بر این اساس میزان باکرگی در دانشجویانی که در رشته هایی که نیازمند به ضریب هوشی بالاتری هستند مشغول به تحصیل اند بیش از سایر دانشجویان می باشد.

 

بر اساس این بررسی ها دانشجویان رشته پزشکی، بیوشیمی، و برخی از گرایش های مهندسی دارای بالاترین میزان باکرگی برابر با 83 درصد بودند.

 

درجه هوشی پایین تر در فرزندان حاصل از ازدواج زن و یا مرد مطلقه با یکدیگر

 

بررسی ها نشان داده اند که کودکانی که حاصل ار ازدواج زنان و یا مردان مطلقه با یکدیگر اند نسبت به کودکانی که والدین آنها از ابتدا با یکدیگر در پیوند زناشویی بوده اند ضریب هوشی پایین تری دارند. بررسی ها نشان داده اند که در صورتی که فرزندی حاصل از ازدواج زن و مردی باشد که هر دو شان یک طلاق را تجربه کرده اند ضریب هوشی اش به مراتب کمتر از فرزندی خواهد بود که حاصل از ازدواجی است که در آن تنها یکی از والدین سابقا طلاق را تجربه کرده اند. از آنجا که طلاق نشاندهنده حد اقل میزان وفاداری زن و مرد به یکدیگر است، چنین نتایجی کاملا قابل انتظار و از نقطه نظر علم ژنتیک قابل اثبات اند.

 

نوشته شده توسط محمدتال ,

  عشق چیست و دوست داشتن کدام است؟
مرتبط با :
ارسال شده در: سه شنبه 1387/05/22

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی
دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال

عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است
دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج میگیرد

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر میگذارد
دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی میکند

عشق طوفانی و متلاطم است
دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار وسرشار از نجابت

عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی "فهمیدن و اندیشیدن "نیست
دوست داشتن، دراوج، از سر حد عقل فراتر میرود و فهمیدن و اندیشیدن را از زمین میکند و باخود به قله ی بلند اشراق میبرد

عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند
دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد

عشق یک فریب بزرگ و قوی است
دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی،بي انتها و مطلق

عشق در دریا غرق شدن است
دوست داشتن در دریا شنا کردن

عشق بینایی را میگیرد
دوست داشتن بینایی میدهد

عشق خشن است و شدید و ناپایدار
دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار

عشق همواره با شک آلوده است
دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر

از عشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر میشویم
از دوست داشتن هرچه بیشتر ،تشنه تر

عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق میکشاند
دوست داشتن جاذبه ای در دوست ، که دوست را به دوست می برد

عشق تملک معشوق است
دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست

عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند
دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد و میخواهد که همه ی دلها آنچه را او از دوست در خود دارد ،داشته باشند

در عشق رقیب منفور است،
در دوست داشتن است که:"هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند"

عشق معشوق را طعمه ی خویش میبیند
و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید
و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و معشوق نیز منفور میگردد

دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است
یک ابدیت بی مرز است ، که از جنس این عالم نیست

نوشته شده توسط محمدتال ,

  رابطه ی رنگ و شخصیت
مرتبط با :
ارسال شده در: پنجشنبه 1387/05/17

رنگ‌هاي كمكي                                  

رنگ‌هاي كمكي يعني بنفش و قهوه‌اي و خاكستري  در يك طبقه نسبتا متفاوتي قرار دارند. اگر بخواهيم با صراحت كلام سخن بگوييم، سياه و خاكستري اساسا رنگ به شمار نمي‌آيند، زيرا سياه اصولا رنگ نيست و رنگ خاكستري نيز در آزمايش، كاملا بي‌رنگ و خنثي است. لذا آن دو را بي‌رنگ مي‌نامند. بنفش، تركيبي است از آبي و قرمز، در حالي كه قهوه‌اي مخلوطي از نارنجي، قرمز و سياه است و يك رنگ تيره و نسبتا بي‌روح را مي‌سازد. ترجيح دادن هر يك از سه رنگ «بي‌رنگ» (سياه، خاكستري يا قهوه‌اي) را مي‌توان نشانه‌اي از يك نقطه‌نظر منفي نسبت به زندگي دانست.

هيچ‌يك از دو رنگ بنفش و قهوه‌اي در شمار رنگ‌هاي مستقل (اصلي) رواني نيستند.

برخي از روانشناسان عقيده دارند رنگي كه برگزيده و دلخواه فرد است مي‌تواند گوياي خصوصيات اخلاقي و روانشناسي او باشد.

 قرمز، خوش قلب اما خودپرست

اين رنگ، مظهر شدت و زياده‌روي است كه گاهي در جهت مخالف آن است. قرمز، رنگ عشق، تنفر، فداكاري، خشونت، خون و آتش است. كسي كه به اين رنگ علاقه دارد هرگز نمي‌تواند در زندگي بي‌تفاوت باشد. اين‌گونه اشخاص تند و سركش و در عين حال فعال، شجاع و كمي عجول هستند. احتمال شكست به‌خصوص در عشق براي آنها فراوان است. قضاوت‌هاي عجولانه و ناگهاني در مورد ديگران سبب از بين رفتن دوستي‌هايشان مي‌شود با آن كه در عشق كاملا فداكارند اما اگر روزي زندگي بر وفق مراد نباشد، بدون تفكر و جويا شدن علت مي‌جنگند.

دو عيب بزرگ، خودپرستي و عدم كنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش‌قلبي و حس بزرگ‌طلبي است. به‌طور كلي دوستداران رنگ قرمز داراي خصوصيات متضادي هستند.

 صورتي؛ موردعلاقه ديگران

رنگ صورتي در واقع همان قرمز است كه كم‌رنگ شده. اگر به اين رنگ علاقه داريد تمام صفات رنگ قرمز را كمي ملايم‌تر دارا مي‌باشيد. با گذشت هستيد و در عشق، تندي نشان نمي‌دهيد. ديگران را خوب درك مي‌كنيد و با اطرافيان خود باملايمت و لطف رفتار مي‌كنيد و به دليل نشاط و شادابي‌تان مورد علاقه اطرافيان خود هستيد. آنهايي كه به اين رنگ علاقه دارند، اغلب شكست‌ها، خشونت‌ها و دشواري‌هاي زندگي را تحمل كرده‌اند و با مشكلات فراواني مواجه شده‌اند.

 آبي، نظم و پشتكار و تنهايي

رنگ آبي از رنگ‌هايي است كه طرفداران زيادي دارد.

اگر به اين رنگ علاقه داريد كاملا مي‌توانيد احساسات و هيجانات خود را كنترل كنيد. ظاهر آرام شما، ديگران را وادار مي‌كند كه به شما احترام بگذارند و دوست داريد پيوسته مورد احترام و ستايش ديگران قرار بگيريد. در خريد و پوشش لباس قناعت مي‌كنيد و به علت شرم و حيا و گاه غروري كه در شماست ميل داريد اغلب تنها باشيد. حماقت و عدم فهم ديگران، شما را كسل مي‌كند و كساني كه از نظر هوش و فهم بر شما برتري دارند شما را ناراحت مي‌كنند. كارهاي خود را از روي نظم و ترتيب و بر پايه قواعد معيني انجام مي‌دهيد و يكي از صفات مشخص پشتكار شماست.

تاثير رنگ در بدغذايي كودكان

اگر كودك شما هم جزو كودكاني است كه به اصطلاح بدغذاست، مي‌توانيد با تزيين غذا او را به خوردن تشويق كنيد. رنگ در اين تزيين بسيار اهميت دارد. رنگ‌ها، كودكان را به خود جذب مي‌كنند، بايد ببينيد كدام رنگ براي كودك‌تان جذاب است.

بشقاب غذا را چون بوم نقاشي ببينيد و به فرزندتان كمك كنيد تا روي آن بوم با استفاده از مواد خوراكي رنگي كه در اختيارش قرار مي‌دهيد، مطابق سليقه خودش منظره‌اي زيبا بيافريند. چند بوته كوچك كلم بروكلي بخارپز يا‌ آب‌پز و مقداري لوبيا سبز درسته و پخته مي‌توانند درخت‌هاي اين منظره باشند يك عدد گوجه‌فرنگي به جاي خورشيد و يك مشت نخودفرنگي و دانه ذرت هم به جاي گل‌ها از انواع ميوه و سبزيجات براي تزيين غذاهاي گوناگون استفاده كنيد كه ممكن است بعضي از آنها نيز چندان مورد‌علاقه فرزندتان نباشد. با استفاده از قوه تخيل خود و كودك‌تان با اشكال و طرح‌هاي فانتزي اين غذاها را بياراييد.

 

نوشته شده توسط محمدتال ,

  موبایل زدگی
مرتبط با :
ارسال شده در: پنجشنبه 1387/05/17
تصور کنيد داخل بزرگراه در حال رانندگي هستيد که يک باره تصادف وحشتناکي پيش چشم شما رخ مي‌دهد. اولين کاري که مي‌کنيد، چيست؟
خوب مسلم است كه سريع موبايلتان را درمي‌آوريد تا چه کار کنيد؟ زنگ بزنيد براي کمک؟ نه! که سريع چند تا عکس توپ و دست اول از صحنه بگيريد!

شما هم حتماً تا حالا با اين گونه صحنه‌ها برخورد کرده‌ايد که به محض اين‌که اتفاقي مي‌افتد، همه گوشي‌هايشان را در آورده و شروع به عکسبرداري و فيلمبرداري مي‌کنند.

عکس‌ها را خودتان ببينيد و قضاوت کنيد.
 

مراسم خاکسپاري خسرو شکيبايي

مراسم خاکسپاري خسرو شکيبايي
 

يک کنسرت موسيقي

حضور احمدي نژاد در جمع مردم خاني‌آباد (همين چند روز پيش).
 

خوب اگه برگرده و تو و پيکان را با مشت يکي کنه، تقصير نداره!
نوشته شده توسط محمدتال ,

  دغدغه‌های لباس زنان
مرتبط با :
ارسال شده در: چهارشنبه 1387/05/16

نمایشگاه زنان سرزمین من، از۲۵ تیر تا ۵ مرداد در سالن پرورش فکری کودکان و نوجوانان در خیابان حجاب تهران برگزار شد؛ نمایشگاهی که قرار بود همزمان با روز زن افتتاح شود برگزاری آن به دلیل عدم ‌صدور به موقع مجوز تا روز مرد به تاخیر افتاد. اما این همه از موارد جالب نمایشگاه نمی‌کاهد. قدم زدن و بازدید از لباس‌هایی که طرح و رنگ‌های متنوع و جدیدی دارند، می‌تواند لحظات خوبی را برای بازدیدکنندگان به همراه داشته باشد.
طبقه بالای نمایشگاه سالنی است که مختص به نمایش لباس‌های دوره‌های مختلف تاریخی استان‌های خراسان، کردستان، آذربایجان، فارس و... است و راهنمای سالن در مورد لباس‌ها که مربوط به چه دوره تاریخی، با چه وضعیت معیشتی و برای کدام قشر از جامعه‌اند توضیحات لازم را می‌دهد. در دیگر غرفه‌ها می‌توان نمونه لباس‌هایی که از مدل لباس‌های تاریخی و محلی طراحی شده را دید..


● این فقط برای نمایش است
یکی از طراح‌های لباس که خانم ۳۰ساله‌ای است و غرفه‌اش پر از مانتو و سارافون‌هایی با طراحی‌هایی از خودش، درمورد اینکه آیا این لباس‌ها می‌توانند جایی میان کمد لباس خانم‌های امروزی پیدا کنند، می‌گوید: بهتر است این حرکت‌ها از شهرستان‌های کوچک که تاثیرپذیری بیشتری دارند شروع شود و کم‌کم به شهرهای بزرگ برسیم. مثلا اگر می‌خواهیم از مدل لباس‌های محلی کردستان و گلستان طرحی ‌برداریم بعد از دوخته شدن لباس، عرضه آن را از همان شهر شروع کنیم اما وقتی آنها را در تهران و هر شهر دیگری که آشنایی زیادی با پیشینه تاریخی و فرهنگ قومی و پوششی آن استان ندارد به نمایش می‌گذاریم، درهمان حد نمایشی و تبلیغاتی باقی می‌ماند و به مرحله استفاده نمی‌رسد.


● گشت ارشاد با شما کاری ندارد
خودش یک مانتوی سفید با دوردوزی‌های آبی پوشیده است که از طرح‌های خودش است. وقتی مراجعان از او می‌پرسند که آیا تا به حال گشت ارشاد ایرادی به او نگرفته است پاسخش منفی است و می‌گوید: من هر روز با این مانتو می‌آیم اینجا و شب برمی‌گردم خانه و تا به حال هیچ تذکری به من ندادند، در ضمن اولین شرط لباس‌هایی که طراحی می‌کنیم پوشیدگی آن است این مانتو بلند و گشاد است و پوشیدن مانتوی روشن هیچ ایرادی ندارد.
بعضی غرفه‌ها در اختیار مانتو فروشی‌ها و تولیدی‌هاست که مانتوها و دیگر محصولات‌شان را با قیمت‌هایی پایین‌تر از قیمت مغازه‌ها می‌فروشند. مسوولان غرفه‌هایی که لباس‌هایی با طرح جدید دارند از این وضعیت راضی نیستند و معتقدند، دادن غرفه به تولیدی‌هایی که بیرون از نمایشگاه فرصت و امکان عرضه محصولاتشان را دارند تلاش‌های چند ماهه آنها برای طرح زدن، انتخاب پارچه و دوخت لباس را بی‌نتیجه می‌کند و طبیعی است لباس‌هایی که آنها دارند با توجه با هزینه و زمانی که صرف تولید آنها شده است قیمت بالاتری نسبت به لباس‌های تکراری بیرون داشته باشند و حضور تولیدی‌ها مانع ازجذب مردم به این لباس‌ها و عوض شدن فرهنگ پوششی آنها می‌شود.


● تو نمی‌توانی این لباس را بپوشی
یکی از غرفه‌ها به خانم‌ها این امکان را می‌دهد که با لباس‌های محلی شهرهای مختلف عکس یادگاری بگیرند. تینا مقدم ۲۴ساله دانشجوی رشته معماری بعد از عکس گرفتن با لباسی بلوچی درباره اینکه آیا حاضر است این لباس را بخرد، گفت: این لباس خیلی زیبا و پر از رنگ است و روحیه آدم را شاداب می‌کند. اما کجا بپوشم‌اش؟ فکر کنم حتی دیگر خود بلوچستانی‌ها هم این لباس را نمی‌پوشند. مونا و آرزو منصوری که ۲۶ و ۲۲ ساله‌اند از پاسداران به خیابان حجاب آمده‌اند و مشغول بحث کردن با هم هستند. آرزو، خواهر کوچک‌تر اصرار دارد که یک مانتو با طرح سلجوقی بخرد و خواهر بزرگ‌تر به‌شدت مخالف است و سعی می‌کند خواهرش را متقاعد کند که هیچ‌جا نمی‌تواند این مانتو را بپوشد و در خیابان جلب توجه می‌کند، همچنین امکان دارد از طرف مزاحمان خیابانی اذیت شود اما آرزو اصرار دارد مانتو را بخرد و می‌گوید: لباس پوشیدن من به خودم ارتباط دارد و واکنش مردم در خیابان برایم اهمیتی ندارد مهم این است که خودم لباسی را که پوشیده‌ام دوست داشته باشم.
قبول کن مانتوی قشنگی است. مونا هم در قشنگ بودن مانتو تردید ندارد اما می‌گوید: تا وقتی جامعه نسبت به پوشیدن این نوع مانتو و کلا این مدل پوشش واکنش مثبت یا منفی نشان می‌دهد یعنی هنوز برایش غریب است و باید صبر کرد تا این لباس‌ها به مغازه‌های سطح شهر بیایند بعد آنها را خرید. مقابل یکی از غرفه‌هایی که صنایع‌دستی می‌فروشند و از شلوغ‌ترین غرفه‌های نمایشگاه هستند یک زوج میانسال ایستاده‌اند و مشغول خرید هستند.
یک ساعتی است که در حال گشتن در نمایشگاه هستند اما فقط یک بلوز خانگی خریده‌اند و خانم می‌گوید: از هر پنج طرح یکی قابل پوشیدن و ساده است. بهتر است برای دوختن این لباس‌ها از نظر و سلیقه تعداد بیشتری از طراحان و صاحب‌نظران استفاده شود تا این مانتوهای بی‌مصرف تولید نشوند. من معاون مدرسه هستم و حتی نمی‌توانم ساده و معقول‌ترین این لباس‌ها را درمدرسه بپوشم. وقتی یادش می‌آورم که الان تابستان است ادامه می‌دهد: ما سه روز از هفته سر کار می‌رویم و مگر حقوق ما چقدر است که بخواهیم فصلی لباس بخریم؟ درضمن قیمت این مانتوها بالاست. حرف‌های خانم هنوز تمام نشده است که آرزو با مانتویی با طرح سلجوقی و شالی که با آن خریده است از جلویمان رد می‌شود. دیگر امکان ندارد خواهرش با این لباس او را در شلوغی نمایشگاه گم کند!
مقابل غرفه‌ای که چادرهایی با طرح‌های جدید می‌فروشد شلوغ است. مسوول غرفه یکی از چادرها را سرکرده و مشغول توضیح دادن در مورد آن است. اینکه درصورت استفاده از این چادر دیگر نیازی به مقنعه و مانتو ندارند. داخل مانتو چند جیب مخفی است که آنها را از به همراه بردن کیف بی‌نیاز می‌کند، خانم‌هایی که بچه شیرخوار دارند با داشتن این چادر می‌توانند به راحتی به بچه خود شیر بدهند و قیمت هر چادر ۲۶ هزار تومان است. یکی از خانم‌های چادری به جنس چادر دست می‌زند و کمی براندازش می‌کند و چند لحظه بعد چادر مشکی ساده و سبک خود را مرتب می‌کند و می‌رود.


● نمایش شروع می‌شود
در این نمایشگاه هر روز از ساعت شش و نیم تا هشت عصر برای خانم‌ها برنامه نمایش لباس توسط مدل‌ها برگزار می‌شود و خانم‌ها می‌توانند بعد از دیدن و پسندیدن لباس با تماس با دبیرخانه جشنواره زنان سرزمین من، لباس مورد نظر خود را سفارش بدهند. جالب است بدانید یکی از غرفه‌های طبقه دوم در اختیار یکی از ایستگاه‌های رادیویی است که برنامه‌هایش را از آنجا اجرا می‌کند و وقتی آیتم نمایشی شروع می‌شود تمام غرفه‌های آن طبقه خالی از بازدید کننده می‌شود.

 

نوشته شده توسط محمدتال ,

  قدرت اندیشه
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه 1387/05/14
پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود.

تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود .

پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد : 

پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم .

من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد.

من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی .

دوستدار تو پدر

پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد :

پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام .

4 صبح فردا 12 نفر از مأموران FBI و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند .

پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟

پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم .

نوشته شده توسط محمدتال ,

  دل گـفـتــه هــای پنهــانی بـا خــدا
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه 1387/05/14

 

همه ما پنهانی ودر نهان با خداوند ، دل گفته هایی با خدا داریم، کسی از آن خبر ندارد وخود می گوییم و خدا شنونده است. آن چه می آید  بخشی هایی ازگفتگوهای «من وشما» ،با خداست .اگر می دانید ،مطلبی باید اضافه شود پیغام بگذارید تا اضافه شود؛همه این مطالب از من نیست؛ با احترام به شخصیت تهیه کننده متن ، که نمی شناسم و نمی دانم کیست با دخل وتصرف هایی ؛  آن را تقدیم می کنم.

 

گفتم: خسته‌ام    

گفت: لاتقنطوا من رحمة الله    

        .:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.

 

گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای! 

گفت: فاذکرونی اذکرکم     

         .:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.

 

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟ 

    گفت: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا

       .:: تو چه می‌دانی! شاید موعدش نزدیک باشد (احزاب/63) ::.

 

گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک، خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟ 

   گفت: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله

       .:: کاراهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند (یونس/109) ::.

 

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچک است... یک اشاره‌ کنی تمامه!

گفت: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم    

         .:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

 

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل...  اصلا چطور دلت میاد؟   

گفت: ان الله بالناس لرئوف رحیم     

        .:: خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه – مهربان است (بقره/143) ::.

 

گفتم: دلم گرفته  

گفت: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا     

       .:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا  شاد باشند (یونس/58) ::.

 

گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله   

گفت: ان الله یحب المتوکلین     

      .:: خدا آنهایی را که توکل می‌کنند دوست دارد (آل عمران/159) ::.

 

گفتم: خیلی چاکریم!   

ولی این بار، انگار گفتی: حواست را  خوب جمع کن! یادت باشد که:

      گفت: و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره

     .:: بعضی از مردم خدا را  فقط به زبان عبادت می‌کنند. اگه خیری به آنها برسد، امن و آرامش پیدا می‌کنند و اگر بلایی سرشان بیاید تا امتحان بشوند، رو گردان میشوند. خودشان تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنند (حج/11) ::

 

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم ؛

     گفت: فانی قریب

         .:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.

 

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد به تو نزدیک بشوم

     گفت: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال 

          .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.

 

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد! 

      گفت: ألا تحبون ان یغفرالله لکم

           .:: دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟! (نور/۲۲) ::.

 

گفتم: معلومه که دوست دارم مرا ببخشی

     گفت: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه

         .:: پس از خدا بخواهید شما را ببخشد و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.

 

گفتم: با این همه گناه... آخر چه کاری  می‌توانم بکنم؟     

     گفت: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده

        .:: مگر نمی‌دانید خداست که توبه را از بنده‌هایش قبول می‌کند؟! (توبه/۱۰۴) ::.

 

گفتم: دیگر روی توبه ندارم 

     گفت: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب    

         .:: (ولی) خدا عزیزو دانا است، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::..

 

گفتم: با این همه گناه، برای کدام گناهم توبه کنم؟ 

       گفت: ان الله یغفر الذنوب جمیعا

            .:: خدا همه‌ی گناه‌ها را می‌بخشد (زمر/۵۳) ::.

 

گفتم: یعنی اگر بازهم بیابم؟ بازهم مرا می‌بخشی؟ 

گفت: و من یغفر الذنوب الا الله      

           .:: به جز خدا کیه که گناهان را ببخشد؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

 

گفتم: نمی‌دانم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتشم می‌زند؛ ذوبم می‌کند؛ عاشق می‌شوم! ...  توبه می‌کنم

      گفت: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین

         .:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم آنهایی که پاک هستند را دوست دارد (بقره/۲۲۲) ::.

 

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک     

     گفت: الیس الله بکاف عبده

          .:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

 

گفتم: در برابر این همه مهربانیت چه کار می‌توانم بکنم؟ 

      گفت:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما

         .:: ای مؤمنین! خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هایش بر شما درود و رحمت می‌فرستند تا شما را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیاورند. خدا نسبت به مؤمنین مهربان  است. (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

 

گفتم: هیچ کسی نمی‌داند تو دلم چه می‌گذرد 

     گفت: ان الله یحول بین المرء و قلبه   

         .:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.

 

گفتم: غیر از تو کسی را ندارم 

      گفت : نحن اقرب الیه من حبل الورید

         ..:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16) ::.

 

گفتم : ...

      گفت : ... 

 

نوشته شده توسط محمدتال ,

  بزرگان مدفون در حرم امام حسين(ع
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه 1387/05/14

ساختمان فعلي حرم امام حسين(ع) از ابنيه تاريخي دوران صفوي و عثماني و قاجار بوده و متشکل از يک صحن، رواق‌ها و حجره‌هاي متعددي در گرداگرد آن است.

 برخي از حجرات از ويژگي خاصي برخوردارند، چرا که چندين عالم و شخصيت در آن‌جا مدفون‌اند از جمله بقعه و حجره‌اي که قبور ميرزا محمد تقي شيرازي (رهبر انقلاب مردمي عليه انگليس) و ميرزا محمدتقي خان اميرکبير در آن قرار دارد. 

آگاهي نسبت به يک مکان مقدس ديني از جمله حرم امامان و مضاجع شريف آن بزرگان باعث عمق بخشيدن به زيارت و استفاده دوچندان از اين گهرهاي گم‌شده و غريب مي‌گردد.

* محمدباقر وحيد بهبهاني
(1118-1206ﻫ‌‌ ق)
القاب: مروج مذهب، محقق ثالث، علامه ‌ثاني
نام ‌پدر: محمد اکمل ‌بهبهاني از نوادگان شيخ مفيد
مادر: دختر نورالدين بن ملا محمدصالح مازندراني داماد علامه مجلسي
محل‌ ولادت: اصفهان
محل دفن: کربلا، داخل حرم پايين پاي شهداي کربلا
هجرت‌هاي‌علمي: از اصفهان به نجف، از نجف به بهبهان، از بهبهان به کربلا
خدمات: تلاش ‌در جهت مبارزه با اخباري‌گري و اخباری‌گرايي
او در ابتداي کار طريق اخباريان را پسنديد و مدتي نيز با آن‌ها هم‌مسلک گشت ولي در پژوهش‌هايش دلائلي بر نادرستي اين روش يافت که موجب شد از اين نحله فکري بيرون آيد و به همراه شيخ يوسف بحراني راه مبارزه با آن را در پيش گيرد.
تأليفات: فوائد ‌حائريه، حاشيه ‌بر مسالک 

* ملاحسينقلي همداني
(1239-1311ه‌ق)
نسب: ايشان از نوادگان جابر بن عبدالله انصاري صحابي مشهور پيامبر(ص) هستند.
پدر: رمضان‌علی که به چوپانی و پینه‌دوزی مشغول بوده است.
علت ‌تسمیه: به جهت نذر، پدر نام او را نوکر امام حسین(ع) نهاد
محل ولادت: شوند درگزین در همدان
محل دفن: کربلا، صحن‌ مطهر امام‌حسین(ع)، حجره چهارم
هجرت‌های ‌علمی: از زادگاهش‌ به ‌تهران، از تهران به سبزوار (ملاهادی‌سبزواری)، از سبزوار به نجف (شیخ مرتضی انصاری در فقه و سید علی شوشتری در اخلاق)
ویژگی‌ها: پایه‌گذار مکتب ‌اخلاقی، تربیت ‌شاگردانی ‌فقیه ‌و متخلق
مبارزه با صوفی‌گری، تأکید بر خودشناسی و توجه‌ به مسائل سیاسی و اجتماعی
شاگردان: سید عبدالحسین ‌لاری (فقیه ‌و رهبر مبارزه ‌علیه انگلیس ‌در منطقه جنوب ایران)، سیدجمال‌الدین اسدآبادی، سید محمد سعید حبوبی (فقیه و رهبر انقلاب عراق علیه انگلیس)، سید محمد باقر بهاری (در مبارزه با امپراتوری روسیه فتوای تحریم اجناس روسی را صادر کرد) 

* شیخ ‌یوسف‌ بحرانی
(1107-1186ه ق)
پدر: شیخ احمد که در کنار تحصیل علم با ماهی‌گیری گذران زندگی می‌نمود.
محل تولد: قریه «ماحوز» در بحرین
محل دفن: کربلا، حرم مطهر امام ‌حسین(ع)
هجرت‌های‌ علمی: بر اثر هجوم خوارج و ناصبی‌ها به شیعیان، به قطیف هجرت کرد، شش سال از خرمن علم شیخ احمد بلادی خوشه چید، بعد از آن به شیراز هجرت کرد و 14 سال در کنار تدریس دروس عالی حوزه عهده‌دار منصب امامت‌ جمعه شیراز بود. 8 سال در فسا ماند و در سکوت این شهر«حدائق ‌الناضره‌ فی احکام ‌العتره الطاهره» را نوشت. بعد از آن به مشهد و قم و بهبهان رفت و کتاب «اجوبه ‌المسائل ‌البهبهانیه» را نوشت، او که تمایلی به اخباری‌گری داشت، به کربلا رفت. سخنان وحید بهبهانی دو سوم شاگردان او را به شیوه اجتهاد و اصول برگرداند ولی صاحب حدائق با بینش سیاسی بالای خود آرزوی بروز اختلاف میان علمای شیعه را بر دل استعمار نهاد.
خدمات: تربیت شاگردانی هم‌چون سید بحرالعلوم، میرزای ‌قمی
ملا مهدی ‌نراقی، صاحب ریاض، و ...
تألیفات: الحدائق‌الناضره، النفحات‌ الملکوتیه ‌فی ‌رد علی ‌الصوفیه، سلاسل‌ فی ‌تقیید لابن ‌ابی‌الحدید
 
* شیخ ‌محمدتقی ‌حائری ‌شیرازی، میرزای‌دوم
(1258-1338ه ق)
پدر: عالم صالح و عارف کامل میرزا محب علی شیرازی
محل ولادت: شیراز
محل دفن: کربلا، صحن مطهر امام حسین(ع) قسمت‌ شرقی قبله
هجرت‌های علمی: از شیراز به کربلا، از کربلا به سامراء.
پس از وفات سید محمدکاظم یزدی، مرجعیت واحده‌ی شیعیان جهان شد و ادامه عمر خویش را در کربلا سپری کرد.
ویژگی‌ها: رهبری انقلاب مردم عراق بر ضد استعمار پیر انگلیس در سال 1920 میلادی و تشکیل «الجمعیه‌الاسلامیه» در همین راستا و تربیت شاگردانی از قبیل شیخ‌ آقابزرگ ‌تهرانی، شیخ‌ عبدالکریم ‌حائری (مؤسس ‌حوزه)، شیخ ‌محمد جواد بلاغی، آیت‌الله ‌شاه‌آبادی (استاد اخلاق)، آیت‌الله مرعشی نجفی
تألیفات: حاشیه ‌بر ‌مکاسب‌ و رسائل ‌شیخ‌ انصاری، شرح‌الارجوزه ‌الرضاعیه ‌و کتاب ذخیره‌العباد لیوم المعاد و ... 


* میرزا محمدتقی خان امیرکبیر
(1222-1268ه ق)
پدر: کربلایی محمد قربان معروف به کربلایی
محل ولادت: هزاوه از محله‌های فریمان
محل دفن: کربلا، صحن مطهر امام حسین(ع)
ویژگی‌ها: صدارت اعظم در زمان ناصرالدین شاه
از نظر اخلاق دارای درستي و راست‌کرداري بود به قول رضاقلي‌خان هدايت که او را نيک مي‌شناخت؛ به رشوه و عشوه کسي فريفته نمي‌شد. دکتر پلاک اتريشي مي‌نويسد: «پول‌هايي که مي‌خواستند به او بدهند و نمي‌گرفت، خرج کشتنش شد. او به گفته و نوشته‌ی خویش اعتبار می‌نهاد». به قول نويسنده صدرالتواريخ: «از براي حکم خود ناسخ قرار نمي‌داد. هرچه مي‌گفت، به جا مي‌آورد، به هيچ وجه حکم او ناسخ نداشت».
خدمات: تأسیس ‌چاپارخانه، تأسیس ‌دارالفنون، ترویج‌ ترجمه‌ و انتشار کتب ‌علمی، ایجاد روزنامه ‌و انتشار کتب، ترویج ‌ساده‌نویسی و لغو القاب، استخراج ‌معادن، گسترش کشاورزی و آبیاری و ... 

* سید محمدباقر موسوی ‌قزوینی ‌حائری، صاحب‌ ضوابط الاصول
(متوفای1264ه ق)
از شاگردان شیخ موسی بن جعفر است که در صحن مقدس امام حسین (ع) مدفون می‌باشد. 

* ابن خازن
(متوفای 518 ه ق)
در اواسط قرن هشتم در بیت علم متولد شد و سال‌ها از محضر پدر بزرگوارش عزالدین ابومجد فرزند شمس‌الدین محمد خازن و علمای دیگر امثال فخرالمحققین بهره‌مند بود اما بیشتر مراتب علمی او از محضر شیخ محمد بن مکی نصیب او گردید. ابن‌خازن قبل از فاضل مقداد از اساتید بزرگ عراق بود و امثال سید علی نیلی و شیخ احمد بن فهد حلّی از نیز محضر او بهره‌مند بودند و خود به مقام استادی رسیدند. تاریخ دقیقی از وفات او به دست نمی‌آید. ظاهراً در اوایل قرن نهم وفات نموده است.
محل دفن: کربلا، حرم امام حسین (ع) 

* محمد حسین ‌اصفهانی؛ صاحب ‌فصول (متوفای 1261ه ق)
شيخ محمد حسين فرزند عبدالرحيم مشهور به صاحب فصول یکی از اساتيد بزرگ و فقهای معروف اصولی جهان تشيع است. وی برادر صاحب حاشيه (شيخ محمدتقی اصفهانی) است. شيخ محمد حسين از فضلای کرسی درس سيد رياض و پسرش سيد محمد مجاهد و مرحوم شريف العلماء به شمار می‌رفت.
محل دفن: کربلا، حرم امام حسین (ع) 

* محمد صالح‌ برغانی؛ صاحب ‌مخزن ‌البکاء
(متوفای 1275ه ق)
ملا محمد صالح برغانی طالقانی فرزند ملا محمد از علمای قزوین می‌باشد.
ایشان کتابی در تفسیر با عنوان «لوامع‌التنزیل» دارند که هنوز به چاپ نرسیده است. این تفسیر رویکردی روایی ـ کلامی دارد و نسخه خطی آن در کتابخانه محمد صالح‌ برغانی موجود است.
محل دفن این عالم فرزانه در حرم امام حسین (ع) می‌باشد.
از دیگر علمایی که قبر شریف‌شان در حرم امام حسین (ع) قرار دارد، می‌توان به ابوعلی همام کاتب، شیخ محسن ابوالحب، میرزا محمد شفیع ثقه‌الاسلام، شیخ حسین اردکانی و میرزا مهدی حسینی شیرازی اشاره داشت.

* تمام مطالب از کتاب‌های گلشن ابرار  تالیف جمعی از مولفان و هدیه‌الاحباب(الکنی والقاب) شیخ عباس قمی(ره) برگرفته شده است.

نوشته شده توسط محمدتال ,

  دوستاشتنی ها و تنفرانگیزها...
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه 1387/05/13

سلام

یکی از دوستان خوبم منو به یک مسابقه دعوت کرده

مسابقه اینه:10 تا از چیزهایی رو که دوستشون داری و 10 تا از چیزهایی که ازشون بدت میاد رو بنویسی

بعد هم 5 نفر رو برای ادامه این مسابقه انتخاب کنم

 

اون چیزهایی رو که دوستشون دارم:

1)خدا(عشق واقعی)

2)حضرت محمد (ص) (خیلی دوستش دارم)

3)امام حسین و علی اکبر (ع)

4)آقامون حضرت مهدی (عج)

5)پدر و مادرم

6)عشقم(R.B)(عشق دنیوی)

7)درس و دانشگاه

8)www.cloob.comرو هم دوست دارم

9)بلاگفا

10)اونی که این پست رو میخونه

 

 

اون چیزهایی رو که ازشون بدم میاد :

 

1)بی وفایی

2)دروغ

3)اونی که میخاد عشقم رو ازم بگیره

4)هرکسی که به مقدساتم توهین کنه

5)کسانی که با دوستان کلوبی و بلاگفاییم بد هستند

6)سیم کارت همراه اول(نمیدونم چرا)

7)اجبار

8)حسادت

9)دزدان مطالب وبلاگم

10)گوشی موتورلا

 

 

 

حالا 5 نفر بعدی

1)ستاره دنباله دار

2)غریبانه

3)پردیس جون

4)شیطووووونک

5)قروقاتی

نوشته شده توسط محمدتال ,

درباره وبلاگ
 
دوست عزيز
سلام
اول از بعضی وبلاگ نویسان عزیز که لطف میکنن و مطالب وبلاگ ما رو میدزدن و تو وبلاگ خودشون قرار میدن کمال تشکر رو دارم(!!!) و گویا نمیدونن که برای این مطالب زحمت هم کشیده شده حالا زحمتش به کنار... بهتر نیست یکم از استعدادتون استفاده کنید و یا زحمت بکشید یه جای دیگه غیر از وبلاگ بنده یدا کنید تا مطلب رو بدست بیارید.این درسته که برای وبلاگ قفل راست کلیک بزارم؟البته این کار هم نتیجه نمیده ولی خوب یکمکی وجدان هم خوبه
جای دوری نمیره
بگذریم...
اميدوارم از مطالب وبلاگ لذت ببريد.دوست دارم وبلاگ بهتر بشه
پس احتياج به نظرات سازنده ي شما دارم
حتي يك نظر هم واسه پيشرفت وبلاگ مهمه
اگه انتقاد يا پيشنهادي داريد تو قسمت نظرات مطرح كنيد.
البته قصد دارم تغييرات مهمي در مطالب وبلاگ بدم.
دوستاني هم كه قصد تبادل لينك دارند اول لينك وبلاگ رو با نام شب بي ستاره در وبلاگشون قرار بدن و بعد در قسمت نظرات نام لينكشون رو بنويسند.
ممنون از وقتي كه گذاشتيد.
 

 
لیست دوستان

***شیداخانم***
***غريبانه***
***ساعت 8***
***پرديس جون***
***ستاره دنباله دار***
***رزسفید***
***نسیم خانم***
**قاسم مجیدی(موبایل)**
***۩۞۩ همسر - زناشویی ۩۞۩ ***
***زندگی***
***شیطووووونک***
*** gharoghati ***
قالب وبلاگ
 

 
بخش ویژه

 
 
Copyrights This Blog  © 2008 | Designed By : ParsTheme.com